نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

پسرم گفت به سربازی میروم ولی به جبهه رفت

پسرم گفت به سربازی میروم ولی به جبهه رفت

مادر شهید «ارسلان واشانی» می گوید: روزی که پسرم میخواست به جبهه برود، پیش من آمد و گفت؛ مادر میخواهم به جبهه بروم، من هم ۱۵تومن به او دادم و رفت. روز بعد که زنگ زد متوجه شدم که به جبهه رفته است.
عراقی‌ها هنگام آزادی از اسارت به ما قرآن هدیه دادند

عراقی‌ها هنگام آزادی از اسارت به ما قرآن هدیه دادند

آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می‌شود. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» با جانباز و آزاده سرافراز «خسرو خسروی» به مصاحبه پرداخته است. نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
همسایه‌داری در سیره شهید

همسایه‌داری در سیره شهید

همسر شهید «موسی قریشی کولغانی» می‌گوید: «شهید رفتارش با فامیل و همسایه‌ها خیلی خوب بود و تمام همسایه‌هایمان از او راضی بودند. در خانه پدرم سه ماه بیشتر با شهید زندگی نکردم اما همسایه‌ها اینقدر شهید را دوست داشتند که می‌گفتند کاش شهید داماد ما بود.»
نمی‌توانستم به او بگویم برای کشور و دینت کار نکن

نمی‌توانستم به او بگویم برای کشور و دینت کار نکن

همسر شهید «حسین روشی» می‌گوید: «قبل از اینکه با شهید ازدواج کنم با خانواده او آشنایی کامل داشتم، خانواده خوب و متدینی داشت و خود شهید هم خیلی خوب بود، با مردم رفتار خوبی داشت. شهید بسیجی بود و از طرف جهاد سازندگی در جزیره ابوموسی شروع به فعالیت کرد. نمی‌توانستم به او بگویم برای کشور و دینت کار نکن.»
بعد از هشت سال فراق، یک پلاک به دستم رسید

بعد از هشت سال فراق، یک پلاک به دستم رسید

همسر شهید «احمد یوسفی‌پور (صبحی)» می‌گوید: «بار اول از طریق بسیج و بار دوم از طریق نیروی دریایی سپاه، به جبهه اعزام شد. چهل و پنج روز از حضورش در جبهه می‌گذشت و به پشت خط جبهه آمده بود که به پایگاهشان حمله می‌شود. هشت سال مفقودالاثر شد، بعد از هشت سال یک پلاک برایم آوردند.»