نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

آواز رهايي

آواز رهايي

آزاده صبور من/ صخره هاي شانه تو را/ کدام موج بي امان شکست؟
رجعت سرخ ستاره

رجعت سرخ ستاره

آن روز/ بگشوده بال و پر/ با سر به سوي وادي خون رفتی
بي تو

بي تو

بي تو، بي تو شب و روزم سياهه/ نصيبم درد و داغ و اشک و آهه/ خودم بردم تو را در خاک کردم
همراه نسيم آمدوتا خلوت گل رفت...

همراه نسيم آمدوتا خلوت گل رفت...

يك سلسله داغ دل وتكرار شدنها، روييدن و باليدن و بسيار شدنها/ بر تاول ديرينه ي اين زخمنمك سود، مرهم نفشانيم، ز تيمار شدنها
هيچ كس،مثل تو...

هيچ كس،مثل تو...

هيچ كس،مثل تو اي خوب مرا ناز نكرد /در شب تيره ي من، پنجره اي باز نكرد/ هيچ كس،شعر مرا،تا نفس باد نبرد
و باد مي آيد و هي خاكسترش را...

و باد مي آيد و هي خاكسترش را...

باد از كنارم رد شد و خاكسترم ريخت، يك چندم من،از تمام پيكرم ريخت/ دنبال نيم ديگرم مي گشتم، اما، آن اتفاق افتاد و نيم ديگرم،ريخت