نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

نوید شاهد- آیــا تَرَک افتــاده بـه دیوار؟ نه انگـار، لرزیده کسی در تب رگبــار؟ نه انگـار/ آیـا کسی از مـردم این شهـــر، شبـانه ، از هول جنـایت شده بیدار؟ نه انگـار....مطلع غزلی است از سجاد شاکری که برگزیده شانزدهمین همایش ادبی سوختگان وصل شد با عنوان سلام سردار که تقدیم به سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی و پیروان و محبان راه و مکتب او می شود:
۰۶ آبان ۱۳۹۹ - ۰۹:۳۸
نوید شاهد- کسی که استوار از روز اول گام بردارد، یقیناً می تواند پرده از ابهام بردارد/ به فتح قله های خودشناسی می رسد آخر، دل خود را اگر از قید و بند کام بردارد
۰۱ تير ۱۳۹۹ - ۱۸:۵۹
ابراهیم چفقانی نوجوان بود که آمده بود جبهه و خیلی هم مادرش را دوست داشت. به قول ما خیلی "مامانی" بود!
۰۹ تير ۱۳۹۸ - ۱۱:۵۰
یوسف عزیزی بنی طرف راوی خاطرات خرمشهر می نویسد: آن شب تا صبح صدای غرش توپخانه به گوش می رسید. هنوز نمی توانستیم صداها را تشخیص بدهیم. بعدها خبره شدیم و همین که صدایی می آمد، زنم می گفت: «چله چله» س یا «خمسه خمسه» یا « توپخونه»
۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۲
باز خدا پدر ابوحامد را بیامرزد که به خاطر خاطرخواهی مادرم هم شده خبر را از ژاندارمری راست آورد گذاشت کف دستم، که تا فرصت داری فرار کن یوسف جان که اگر بگیرندت من جواب مادرت را چگونه بدهم مادرت مگر طاقت چقدر غصه را دارد توی این سن و سال
۱۰ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۴
آمبولانس، آمبولانس، آمبو... دستپاچه آخرین بخیه را روی بازوی مجروح عراقی با پنس گره زدم. از قیافه اش خوشم نمی آمد! دست خودم نبود. پنس و قیچی را کنار مجروح عراقی رها کردم و داد زدم.
۰۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۳
گفتند که چیزی از شهید اورنگی نمی دانیم و در تحقیقها هم به جایی نرسیدیم، اما در بررسی دقیق تر متوجه شدیم که در عکسها، یک نفر همیشه درکنار اوست
۱۱ فروردين ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۹
بابای من دروازه ­بان است / دروازه ­بانی فرز و عالی / سد می­کند دروازه‌ها را / با یک عصای خشک و خالی
۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۸
نوید شاهد - خاطره ای از مادر شهید فیروزی در مورد فرزندش که برای تشکر از نمازی که همسایه شان برای او خواند بود به خواب مادرش آمد.
۰۷ آبان ۱۳۹۹ - ۲۰:۴۶
نوید شاهد- آخرين ديدار وي با خانواده زماني بود كه وقتي صبح زود از خواب بيدار شد و مي‌خواست كه به بازار برود به همسران و فرزندان خود گفته كه من امروز خيلي ناراحت هستم، چون قرار است مزدوري به نام تيمسار ورهرام (استاندار تحميلي استان آذربايجان غربي) عازم مهاباد شود و هر طور شده من نبايد اجازه بدهم كه اين مزدور خائن پايش را به مهاباد بگذارد.
۰۶ آبان ۱۳۹۹ - ۱۱:۴۹
نوید شاهد - خاطره ای از فاطمه کریمی (مادر شهید) در مورد فرزندش که در خواب او می آید و خبر سالم بودن بدنش را به مادرش می دهد.
۰۵ آبان ۱۳۹۹ - ۱۶:۰۹
نوید شاهد - خاطره ای از اسدالله مکی نژاد در موردی شهیدی که خانم بود و در خواب ایشان آمد و گفتند برای اینکه مادرم که بر سر قبر من می آیند از نبودن سنگ قبر من ناراحت نشود، سنگ قبر مرا هم تهیه کنید.
۲۸ مهر ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۷
نوید شاهد -خاطره ای از اسدالله مکی نژاد در مورد شهید مسیحی که در خواب آن کسی که قرار بود نبش قبر کند آمد و مسلمان شدن خودش را به او گفت تا نبش قبر نکند.
۱۵ مهر ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۸