به بهانه رحلت مادر شهید سردار غلامرضا آقا خانی
سردار شهید غلامرضا آقاخانی مهرماه سال 1337 هجری شمسی در خانواده‏ای مذهبی در شهرضا به‏ دنیا آمد ،سرانجام این سردار رشید سپاه ایران اسلامی در جریان عملیات بدر و در تاریخ بیست و دوم اسفندماه سال 1363 هجری شمسی در سن 26 سالگی، سر پرشورش را به بی‌رحمی گلوله‌های دشمن سپرد و روح ملکوتی‌اش در آسمان دجله به پرواز درآمد.

نام  :غلام‌رضا

نام خانوادگى  :آقاخانى

نام پدر :قدرت‌اله

تاريخ‌تولد  :11/مهر/1337


تاريخ شهادت  :22/اسفند/63

نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى

شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-  :بنيادشهيداستان‌اصفهان

 

وصيت‌نامه  

غلامرضا  آقاخانى             نام پدر: قدرت‌الله

«بسم الله الرحمن الرحيم »

 انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا  باموالكم و انفسكم فى سبيل‌الله ذالكم خير لكم ان كنتم تعلمون   (41 - توبه )

با صدام و كافر تا آخر مى جنگيم و مصالحه نخواهيم كرد.     ( امام خمينى )

اينجانب غلامرضا آقاخانى فرزند قدرت‌الله با اعتقاد به وحدانيت الله و شهادت دادن به اينكه محمد (ص) رسول و فرستاده او و على (ع) ولى او و جانشين پيامبر و 11 فرزندش امام بر حق و خمينى بت‌شكن فرزندى از سلاله پاك اين خاندان و نائب بحق امام زمان مهدى موعود قائم منتظر (عج) مى باشد چند سطرى به عنوان وصيت‌نامه مى نوشتم تا توانسته باشم گوشه‌اى از عشقم را به راهم و آگاهى خود نسبت به كارم را بر كاغذ بياورم .

تا چنانچه خداى بزرگ به اين بنده ضعيف توفيق اخلاص در عمل عنايت فرمود و چنانچه سعادت قرار گرفتن در خط سرخ آل محمد و على پيدا نمودم و توفيق حاصل شد كه قطرات خون ناقابلم بر زمين ريخته شود و مرا پاك نمايد مهر تأييدى باشد بر اعتقادم كه اينجانب با آگاهى كامل از چنين روزى و با اعتقاد راسخ به اينكه دفاع ما دفاع از اسلام و قرآن در مقابل كفر است و سستى در اين مسئله عواقب بس اسف‌بار دارد و حمايت از امام امروز حمايت از پيامبر (ص) مى باشد. و زمان زمان امتحان بزرگ الهى است و جنگ ما امروز محكى مى باشد براى شناخت مدعيان و معتقدان واقعى به اسلام و غربان نمودن آنها.

و با اعتقاد كامل به اينكه عزيزان مخلصى كه در اين راه خونشان بر زمين مى‌ريزد و همنشينان پيامبران و شهدا و ائمه اطهار مى باشند و به گفته اماممان فوز عظيمى مى باشد.

اينجانب هم اگر چه فاصله بس طويلى دارم با اين عزيزان اين مخلصين اين بهترين فرزندان اين مملكت از خدا مى‌خواهم كه قلم عفو بر گناهانم كشيده و از اين سعادت بى نصيبم نگذارد.

چند توصيه هم به برادران عزيز بسيجم : به آنهايى كه دست از امام (ولايت فقيه ) بر نداشته و بر نمى‌دارند مى كنم هر چند شهدا بسيار گفته‌اند اما من باب تذكر تا از گزند منافقين و فرصت طلبان در امان باشند.

عزيزان ، سروران گرامى شمايى كه بازوانتان بوسه‌گاه امام است مواظب باشيد امام عزيز تنها نماند يارى كنيد او را هر چند يارى كردن امام مستلزم تحمل سختيها و مشقتها مى‌باشد.

جلوتر از امام حركت نكنيد عقب هم ننشينيد پشت سر امام باشيد تا گوشتان سخنان او را بشنود و شما هم آنرا نصب‌العين خود قرار دهيد.

......

ياران ايشان كه همان پيروان راستين ولايت فقيه مى باشند و اركان انقلاب در زمان آتش و خون و كنون بوده و هستند و خواهند بود تا سر حد جان و اين را با گوشت و پوست خود ثابت كردند با بهانه‌هاى واهى و منفى‌نگرى و جوسازى مى‌خواهند از شما بگيرند تا خط ولايت را كوركرده باشند يا حداقل به انحراف بكشند. اينانند كه مورد تأييد امام عزيزند اينانند كه خار چشم فرصت‌طلبان هستند همراه باشيد آنان را يارى كنيد.

آنها را يارى كنيد آنها را كه ضامن تداوم انقلاب همينها هستند همينهايى كه 15 سال امام را با زندان رفتن شكنجه ديدن و تبعيد كشيدنها يارى نمودند و فرياد زدند و راه تقيه بيش نگرفتند و همينها هستند كه آماده ريخته شدن خونشان براى تداوم حركت خونبار حسين‌بن على (ع) مى‌باشند ولايت فقيه كه همچون ستاره‌اى بر قله انقلاب مى‌درخشد را هميشه نظاره‌گر باشيد كه ثمر خون هزاران هزارتن از پيروان راستين على (ع) مى باشد خاموش نشود كه انقلاب فراموش شود. هر گروه و هر انجمنى و هر كسى هم كه على‌الظاهر پيرو ولايت فقيه (بخاطر پر نمودن خلاء وجوديشان از حب رياست و مقام ) و در نهايت ضد ولايت فقيه مى‌باشند، بخوبى شناسايى كنيد و آنها را ترد نمائيد كه آفت خطرناكى براى اسلام و انقلابند.

سخنى چند هم با پدرو مادرم :

پدرو مادر عزيزم كه درود خدا بر شما باد خدا را شكر كنيد و خوشحال باشيد كه شما هم يكى از فرزندانتان را در راه خدا داديد مثل كوه استوار باشيد ياد شهيدان از صدر اسلام تا كنون بيفتيد صحنه‌هاى جانگداز كربلا را در پيش چشم بياوريد فكر كنيد چه عزيزان تاكنون جانشان را نثار كرده‌اند كه ما قابل مقايسه با آنها نيستيم .

درك مى‌كنم شما را هر بار كه دلتان تنگ شد و ديديد احساس ناراحتى مى‌كنيد به گلستان شهدا برويد خيل شهيدان را نظاره كنيد و لحظه‌اى فكر كنيد مى دانم درد خود را فراموش مى‌كنيد.

نمى‌گويم دلسوزى نكنيد ، بكنيد ولى خدا را هم شكر كنيد و ناراحتى شما ، خائنى حرفى بر عليه انقلاب يا اسلام يا امام كه همه يعنى پيامبر زده شود و بزند من و خودتان را در برابر رسول اكرم سر به زير و شرمنده مى‌كنيد و بدانيد وقتى ريخته شدن خون من در راه اسلام آن ثمر واقعى خود را دارد كه شما پيامش را برسانيد و بهترين پيام در اين موقعيت زمانى اين است كه شما افتخار كنيد. عكس‌العمل شما هم نمودى از فكر شماست عكس‌العمل نامطلوب پشيمانى دنيا و آخرت را به همراه دارد .

اساس كار و كلام و حركتتان پيروزى  اسلام و مسلمين

كلامى هم با برادران و خواهرم: عزيزانم بدانيد حب مقام و مال و زن و فرزند (حب دنيا ) آفت خطرناكى است براى انسانيت انسان و سد اين آفت حب خدا مى باشد. مسائل دينى را سست نشمريد كه سستى نيت كه خداى نكرده سست شمردن مسائل دينى ذلت و خوارى و پشيمانى به همراه دارد.

اساس كار و كلام و حركتتان پيروزى و عظمت و سربلندى اسلام و مسلمين باشد. از امكاناتى كه براى خانواده‌هاى شهدا در نظر گرفته شده استفاده نكنيد مگر ديدارها و مسافرتهاى مذهبى از زخم‌زبان و حرفهاى لغو بعضى جاهلان هم ناراحت نشويد كه زينب سلام‌اله عليه و امام زين‌العابدين (ع) در راه شام زجرها كشيدند كه ما اصلا قابل مقايسه نيستيم.

در آخر عاجزانه تقاضاى حلاليت از پدرو مادرم مى‌نمائيم   « والسلام »            دوشنبه 4/4/63        غلامرضا آقاخانى      

 

اساس كار و كلام و حركتتان پيروزى  اسلام و مسلمين 

جهت مطالعه زندگینامه شهید به     اینجا   رجوع نمایید.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده