زندگینامه وصیتنامه دانشجوی شهید سید حسن فخریان آرانی از شهرستان آران و بیدگل
شهید سیّد حسن فخریان در سوّم فروردین ماه 1345 در محلّه وشاد آران به دنیا آمد .سیّد حسن برای دوّمین بار مجدّداً در تاریخ 1364/1/5 داوطلبانه عازم میادین نبرد شد و این بار در گردان ادوات لشکر 27 محمّد رسول الله (ص) سازماندهی شد . تا این که در تاریخ 1364/12/15 به فیض شهادت نائل آمد .

 زندگینامه دانشجوی شهید سید حسن فخریان آرانی از شهرستان آران و بیدگل :

سیّد حسن در سوّم فروردین ماه 1345 در محلّه وشاد آران به دنیا آمد .

او نوجوانی آرام ، باوقار و نگاه عمیقش در هر کاری نشان دهندة زیرکی و هوش و استعداد بالای او بود .

سال آخر دبیرستان بود که دیگر طاقت نشستن در نیمکت مدرسه را نداشت و برای پیوستن به صفوف رزمندگان و مدافعان کشور ، بعد از گذراندن دوره آموزش نظامی ، داوطلبانه و با عضویّت بسیجی برای اوّلین بار در تاریخ 1362/11/29 راهی میادین نبرد شد و در گردان امام محمّد باقر (ع) ( گروهان حبیب بن مظاهر )
از لشکر 14 امام حسین (ع) سپاه پاسداران سازماندهی و در عملیات بدر( هورالعظیم ) شرکت نمود .

علاقة او به امور فرهنگی باعث شد که با همت چند نفر از دوستان ، در محلّه اقدام به تشکیل کتابخانه ای در کوی شهدای آران نماید .

سیّد حسن برای دوّمین بار مجدّداً در تاریخ 1364/1/5 داوطلبانه عازم میادین نبرد شد و این بار در گردان ادوات لشکر 27 محمّد رسول الله (ص) سازماندهی شد . تا این که در تاریخ 1364/12/15 به فیض شهادت نائل آمد .

 روحش شاد و راهش پررهرو باد !

جهاد  بزرگ ترین رحمت الهی است

متن کامل وصیت نامه  دانشجوی شهید سید حسن فخریان آرانی از شهرستان آران و بیدگل :

بسم اللّه الرحمن الرحیم

« اناللّه و انا الیه راجعون »

به درستی که همه از اوییم و به سوی او بازمی گردیم .

« السّلام علیک یا اباعبداللّه » سلام بر تو ای اباعبداللّه .

- سلام بر حسین ، حسینی که جسمش را شمع راه خرد قرار داد تا آیندگان راه ثواب را از خطا بازشناسند .

- سلام بر حسینی که هرکس او را شناخت ، چرایی آمدنش به جهان و چگونه  زندگی کردنش و چگونه مردنش را دریافت ؟

- برادران و دوستان ! اکنون هنگام عمل کردن به گریه هایی است که بیش از1300سال است بر حسین (ع) می شود ، اکنون هنگام امتحان خداوندی فرا
رسیده ، مردم ، کسانی را که راه حسین (ع) را تداوم می بخشند گرامی بدارید و مورد محبّت خود قرار دهید ، گرامی بدارید کسانی را که شب سر بر سجده می گذارند در حالی که بر شب می تازند که بهترین راه تجلیل از مجاهدان گمنام راه خدا همسنگر شدن با آن هاست و همدوش آن ها جهاد کردن است و جهاد یکی از مهّم ترین آزمایشات الهی است و برای کسانی که در آن شرکت کنند موجب رحمت و برای کسانی که با بهانه های پوچ به آن پشت کنند موجب عذاب اُخروی است و بدتر برای کسانی است که نه تنها شرکت نمی کنند بلکه در مقابل آن ها جبهه گیری می کنند . جهاد بزرگ ترین وسیله آزمایش خداوندی است که در آن درجه ایمان افراد مشخص می شود و فداکاران فی سبیل اللّه از مردم معمولی و عادی مشخص می شوند .

جهاد نیز بزرگ ترین رحمت الهی است

- پس مردم بیایید چنان در این جهادی که خداوند ، شما مردم را لایق دانست و آن را نصیب شما کرد شرکت کنیم که رحمت خداوندی شامل حال شما شود ، اگرچه خود جهاد نیز بزرگ ترین رحمت الهی است برای مقرّبین به درگاهش و هم زمان با این جهاد ، هوای نفس را جولانگاه خویش قرار دهید تا از مجاهدان خالص فی سبیل اللّه واقع شوید و همواره خداوند را یاد کنیم چرا که :

« ان الّذین اتّقوا اذا مسَّهم طائفٌ من الشیطان تذکَّرُ فاذا هم مُبصرون »

افراد متّقی و پرهیزکار اگر دچار وسوسه شیطانی شوند خدا را یاد می کنند پس بصیر و بینا می شوند .

- از روحانیون خالصانه می خواهم که مواظب باشند که اختلافی بین آن ها نباشد چرا که اختلاف بین آن ها موجب تفرقه بین عموم شده و تفرقه بین مردم باعث از یاد رفتن مسئله جهاد از ذهن آن ها و از یاد رفتن راه خدا در بین مردم موجب وارد آمدن « نعوذباللّه » ضربه به انقلاب اسلامی و اسلام می شود . پس بیایید از این مجاهدان گمنام راه خدا تجلیل کنید تا مردم پی به مقام آن ها و مسئله جنگ ببرند .

- وصیّتم به مردم ! این است که از روحانیون خطّ مقدّم انقلاب اسلامی و خطّ رهبری امام خمینی حمایت کنند و دل به مال دنیا نبندند چون اگر مال دنیا به حضرت سلیمان (ع) وفا کرد به شما نیز وفا خواهد کرد .

- وصیّتم به برادران و خواهرانم ! از شما برادران می خواهم که از یاری کردن اسلام لحظه ای کوتاهی نورزید و همواره به یاد خدا باشید چرا که یاد خداوند تسلّا بخش قلبهای شکسته است .

- وصیّتم به خواهرانم ! این است که فرزندان خویش را نیک پرورش دهید چرا که چنین فرزندانی هستند که در آینده اسلام را یاری خواهند کرد .

- از شما برادران و خواهران ! می خواهم که مرا ببخشید .

- وصیّتم به مادرم ؛ از شما پدر و مادر عزیز ! می خواهم که بر شهادت من صبر کنید ، چون صابران از مقرّبین خداوندند و خوشا به حال شما که هم امانتی را که از خداوند گرفته بودید در راهش قربانی دادید و هم صابر هستید برای این قربانی دادن .

- از شما پدر و مادر عزیز ! می خواهم که مرا حلال کنید و از کوتاهی هایی که در حق شما کرده ام درگذرید چرا که می خواهم با جسم و روحی پاک به ملاقات خداوند بشتابم .

- از همه دوستان و خویشاوندان ! می خواهم که مرا ببخشند .

- خدایا ، خدایا ! تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار .


جهت دیدن تصاویر شهید به       اینجا و   اینجا      رجوع نمایید

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده