نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

دل نوشته عاشقانه یک شهید

دل نوشته عاشقانه یک شهید

روزی مصمّم شدم ترا وداع گویم و عشقها و امیدهای گذشته را به فراموشی بسپارم ولی ممکن نشد دوری از تو چنان بیتابی و رنج پنهانی در من ایجاد کرد که در آتش تب تو به سختی سوختم. دوستان واطرافیان من تصوّر می کردند بیماری را پرستاری می کنند که درد جسمی دارد ولی غافل از اینکه تب عشق تو و بخصوص آتش خاموش نشدنی هجران بود که مرا به سختی می سوزاند.
شهید می شوم می دانم!

شهید می شوم می دانم!

مادرش هر وقت از او می پرسد کجایی، چه کار می کنی؟ به مادرش می گفت: من زمینی میرم و هوایی بر می گردم، وقتی دوباره اصرار می کردیم، می گفت: ش، م، م(شهید می شوم می دانم) روز آخر که آمد مرخصی، ساکش را مادرش نگه داشت و نگذاشت که برود و گفت مامان جلوی ش، م، م، مرا نگیر. که رفت و آمدنش مرخصی آخرش بود که به حاجتش رسید. و روز تولد امام رضا به دنیا آمد و روز تولد امام رضا هم شهید شد.
اسناد فرهنگی/ نامه های یک شهید عملیات خیبر از حال و هوای «جبهه»

اسناد فرهنگی/ نامه های یک شهید عملیات خیبر از حال و هوای «جبهه»

ستاره های سرخ لاله های خونین پیامی از جبهه رسانید که ای شهادت سوی ما آی تا در آغوشت بگیریم گنه کاریم لیکن کرم و عفو الهی پایان ندارد پایانی که منجر به نیست و نابود می شود بارالها سنگرهای خونین را بدست پرتوان رزمندگان اسلام با حول و قوه خودت یاری کن
روایتی از بیست سال عاشقی/ ناگفته های همسر اولین شهیدمدافع حرم شهر ری «محمد داود شریفی»

روایتی از بیست سال عاشقی/ ناگفته های همسر اولین شهیدمدافع حرم شهر ری «محمد داود شریفی»

سال‌ها پيش از وطن جنگ زده خود دل بريدند و مهمان مردم ما شدند و بیست سال همسايگی با اهالی غريب ‌نواز محله باقرشهر، غم غربت را از قلب‌ شان پاک كرد. مردم باقرشهر قاليشو و رفوگر زحمتكش و خوش اخلاق محله را دوست داشتند و همسر و فرزندان محمدداود، شهرری را وطن دوم‌شان می دانستند.
خاطرات خود نوشت شهید «حسین هنر»

خاطرات خود نوشت شهید «حسین هنر»

روز سی ام دی ماه 1361 چهارشنبه ظهر بود که به فکر افتادم خاطراتی را که در ایام دوره و در پادگان دو کوهه و هم جاهای دیگر بودم بنویسم بطور کلی من خاطرات زیادی ندارم و اگر هم دارم الآن یادم نمی آید خلاصه چند خاطره دارم که بطور خلاصه می نویسم .
سالگرد انقلاب اسلامی گرامی باد/ نامه شهید حسن رفیعی

سالگرد انقلاب اسلامی گرامی باد/ نامه شهید حسن رفیعی

سالگرد جاری شدن خون شهیدانمان و به ثمر رسیدن یکی از اهدافشان ، امامرا بر این عقیده است که جشن در این برهه از زمان بیهوده است چرا که موقعی می توانیم جشنهامان را فزونی دهیم که زاغه نشینی گرسنه سر بر بالین ننهد ، وقتی می توانیم سالگرد پیروزی انقلابمان را جشن بگیریم که شب هنگام کودک خردسالی با شکم گرسنه نخوابد و یا وقتی می توانیم جشن بگیریم که کودکان و بزرگان خالی از فرهنگش ، فرهنگ داده شوند و علاوه بر ارج نهادن مقامشان آنانرا وارثان زمین گردانیم .