سه‌شنبه, ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۳:۴۷
نوید شاهد - داستانکی با عنوان «سه دختر مقاله نویس» که به همت رئیس اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران اصفهان بر اساس زندگی خواهران شهید «سیفی اصفهانی» نوشته شده است، را در نوید شاهد اصفهان بخوانید.

به گزارش نوید شاهد اصفهان، حجت‌الاسلام سید محمد رضا علاء‌الدین رئیس اداره هنری اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان به مناسبت ایام ولادت کریمه اهل بیت (حضرت معصومه سلام الله علیه) و روز دختر، داستانکی با عنوان سه دختر مقاله نویس را نوشت و نوید شاهد اصفهان آن را منتشر کرد. در ادامه نظرتان را به آن جلب می‌کنیم.

داستانکی با عنوان «سه دختر مقاله نویس»

سه دختر مقاله نویس

مدرسه راهنمایی شهیده زهره بحرینیان سه دانش آموز ممتاز در کلاس اول، دوم و سوم راهنمایی داشت. این سه دانش آموز دختر به نام های فاطمه، حکیمه و نفیسه بودند. این سه خواهر، دختران حجه الاسلام محمد علی سیفی اصفهانی بودند. این سه دختر نوجوان تربیت یافته ی خانواده ای مومن و متدین و از این رو مومنه، محجبه و مهذبه بودند و اهل مسجد و جلسات قرآن و دعا بوده و در مدرسه یار و یاور معلم پرورشی در اجرای برنامه های صبحگاه و امور فرهنگی مدرسه بودند.

سبک زندگی این خانواده موجب شده بود تا این خواهران سعی کنند با رفتار و گفتار اسلامی، آنطور که مادرشان فاطمه زهراء(سلام الله علیها) خواسته بود عمل کنند تا به عنوان الگو برای سایر دختران مدرسه و محله باشند و این سعی و تلاش آنها نتیجه داده بود و آنها در خوبی ها زبانزد همه ی دوستان، هم کلاسی ها و دختران محله بودند.

فاطمه که کلاس اول راهنمایی و حکیمه که کلاس دوم راهنمایی بود به خواهر بزرگتر نفیسه که کلاس سوم این مقطع تحصیلی بود تکیه داشتند و سعی می کردند مثل او سخنور خوبی در نشر ارزش های اسلامی بشوند. نفیسه علاوه بر سخنوری که در پای منبر های پدر آموخته بود، نویسنده خوبی نیز بود و وصیت نامه ای پر از معارف قرآنی نوشته و به مادرش صدیقه گفته بود: این سفارش پدر است که هر مسلمانی باید وصیت نامه داشته باشد.

زمستان بود و هوا سرد و خانواده سیفی هم مثل همه خانواده های اصفهانی برای گرم شدن کرسی داشتند. روز شنبه بیست دی ماه 1365 و نهم جمادی الاول 1407 بود. دختران لحظه شماری می کردند تا پدر از مسجد بیاید تا مقالات خود را برای پدر بخوانند.

ساعت 8 شب بود که دختران زیر کرسی، مقالات خود را یکایک برای پدر می خواندند و پدر با محبت، دختران خود را راهنمایی می کرد. نوبت فاطمه رسید مقاله خود را خواند تا به لحظات شهادت حضرت زهراء(س) رسید. اشک از گوشه چشمان پدر سراریز بود. یک مرتبه نور سهمگینی خانه آنها روشن ساخت و بمب هواپیمای عراقی خانه آنها را ویران کرد. صدای یا زهرای(س) دختران تا ساعتی از زیر آوار به گوش می رسید. وقتی امداد گران پس از آوار برداری به بدن های کبود شده دختران رسیدند، دیدند آنها هم همچون مادرشان فاطمه زهراء(س) به شهادت رسیده اند.

داستانک؛ سه دختر مقاله نویس+ وصیتنامه

وصیت نامه شهیده نفیسه سیفی اصفهانی

بسم الله الرحمن الرحيم

هنگامی که مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی شروع شد و هر روز مردم با حرکتی یکی از تئوریهای مبارزه را پای ریزی می کردند پی به عظمت رهبری امام می بردم مرجعی که از او تقلید می کردیم اینک برایم به صورت پیشوایی در آمده که با روش پیامبر گونه اش باید برای مبارزه آستان بوس درگاهش شد و بر روی روش القائی امام برای مبارزه و مقایسه آن باروشهای معمول ساعتها فکر کردم و هر چه بیشتر اندیشیدم به عظمت آن بیشتر پی بردم و این را جز خدا کسی نمی تواند ابداع نماید و رسولی پیامبر گونه می خواهد برای القاء این مسیر بحمد الله انقلاب پیروز شد و آرزو هایی که روز ها در انتظار وصالش سوخته بودم و گمان نمی بردم بدان دست یابم برایم قابل دسترسی شد چه شکوهمند است مبارزه در راه مسیری که فرزند رسول خدا با لیاقتی امام گونه هدایتش می کند و ایران بدنبال او حرکت میکند و چه می گویم که جهان مستضعف دلش به او روشن شده است. افسوس که فرصت ندارم تا آنچه را که وجودم برایش سوخته بیان کنم و نقش ولایت فقیه را در مسیر مبارزه روشن کنم و چه زیباست راهی که آدم احساس میکند هر لحظه ودر هر کاری و بهر شکلی که بمیرد و سعادتمند است و عجبا اینقدر لطیف که در صورت لحظه ای غفلت آنهائیکه حتی شاگرد امام بوده اند و معلم اخلاق سقوط می کنند و چه باشکوه است این انقلاب با همه آزمایشاتش و چقدر لطیف از جانب خداوند عزوجل که انقلاب همه درد هایم را مداوا کرد. «و ننزل من القرآن ماهو شفاء ورحمه للمومنین ولا یزید ظالمین الا خسارا».

از ملت می خواهم که دعا به جان امام امت روح خدا خمینی بت شکن و همکار های امام بکنند از خانواده ام و خویشان و دوستان خود که به شدت در مورد آنهایی کوتاهی کردم و می دانم که خدا عذر هایم را نمی پذیرد مرا حلال کنند و در حق من دعا کنند امید وارم خداوند مرگی را نصیب ما بگرداند که بتوانیم به هنگام مردن جمله مولایم علی را فریاد بزنیم به خدای کعبه رستگار شدم و حضرت علی سر ما را به دامن خود بگیرد و در روز قیامت از دست حضرت علی و پیامبر و فرزندان علی و مخصوصا از حضرت مهدی بر سر حوز کوثر سیراب گردیم ان شاء الله. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار
رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان، امین با رب العالمين.

نفیسه سیفی 23\12\63 مدرسه راهنمایی شهید زهره بحرینیان

انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده