درسی که یک گلوله به رزمنده داد
«شب اول ورود به مقر لشکر در اهواز، رزمنده جوانی به نام «آقای بیفکر» پیش از موعد سر پست نگهبانی حاضر شد و با اصرار، اسلحه را گرفت. وی که خود را آرتیست فیلمها میپنداشت، با یک شلیک ناخواسته، پایش را نشانه رفت و درس بزرگی به همه بچههای گردان داد ...» ادامه این خاطره از جانباز سرافراز «عمران ثقفی» را در پایگاه اطلاعرسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.