خواهر شهید "حسن حدادیان" می‌گوید: یاد و خاطرات شیرین برادرم حسن همیشه باهامون هست و همین‌ها ما رو سر پا نگه داشته است. نوید شاهد اصفهان به انتشار خاطراتی از این شهید عزیز پرداخته است که در ادامه می‌خوانید.

همیشه لبخند بر لبش بود

به گزارش نوید شاهد استان اصفهان، شهید «حسن حدادیان» 15 مرداد سال 1346 در محله خوزان خمینی شهر اصفهان متولد شد. تا سوم راهنمایی درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت و سرانجام 5 اسفند 1362 در عملیات خیبر، منطقه جزیره مجنون به جمع شهدای مفقودالجسد پیوست. پیکر پاکش پس از تحمل سال‌ها غربت در 8 بهمن 75 تفحص و در گلزار شهدای امامزاده سیدمحمد(ع) خمینی شهر به خاک سپرده شد.

خاطره ای از خواهر شهید:

شوخ طبعی

حسن همیشه باعث خنده و شادی مان می‌شد. گاهی که به خاطر شیطنت‌هایش پدر از دستش ناراحت می شد و دعوایش می کرد ولی او با شوخی و خنده از دل پدر در می آورد.

شش کلاس در یک هفته
وقتی که به کلاس اول ابتدایی رفته بود روز دوم در کلاس دوم کنار دانش آموزان نشسته بود. معلم از او پرسید چرا آمدی اینجا؟ گفت: من دوست دارم هر روز برم سال بعد! معلم خندید و گفت: یعنی می خواهی شش کلاس را در یک هفته تمام کنی؟!

لحظه رفتن به جبهه
زمانی که می‌خواست به جبهه برود روحیاتش عوض شد و مهربان تر و آرام تر شده بود. با موتور آمد دنبال من و دخترم. آمدیم خانه پدر و از آنجا همه با هم راهی سپاه شدیم. جمعیت زیادی برای بدرقه آمده بودند. حسن از ما خداحافظی کرد و سوار بر اتوبوس شد اما چیزی نگذشت که دوباره پیاده شد. دخترم را بوسید و مادرم را در آغوش گرفت و گفت: اگر من شهید شدم ناراحت نباش بقیه بچه‌هایت هستند. اشک توی چشمان مادر حلقه زد. نمی‌دانست باید دل نگران فرزند اسیرش(اسدالله) باشد یا این فرزندش که راهی شرکت در عملیات خیبر بود. اما حسن مثل همیشه از در شوخی وارد شد تا لبخند را بر لبان مادر بنشاند.

یاد و خاطرات شهید
امروز سال‌هاست که برادر مهربونم در کنارمون نیست. این مدت برای ما و به خصوص مامان هر لحظش سال‌ها بود. خیلی سخت گذشت اما خدا کمک کرد و صبر داد. اما یادش و خاطرات شیرینش همیشه باهامون هست و همین‌ها ما رو سر پا نگه داشته است.

انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده