از شما تقاضا دارم برای من گریه نکنید برای امام حسین(ع) گریه کنید زیرا ما هر چه داریم، از مکتب عاشوراست. آنچه خواندید گزیده ای از وصیت شهید «رجبعلی حمزه‌ای بیدگلی» است که آذر سال 1360 در گیلانغرب به شهادت رسید. متن کامل وصیت نامه این شهید گرانقدر را در نوید شاهد اصفهان بخوانید. او به واقع امانتدار واقعی عاشورا بود.

به گزارش نوید شاهد استان اصفهان، «رجبعلی حمزه‌ای بیدگلی» يكم تير 1344، در شهرستان آران و بیدگل چشم به جهان گشود. پدرش عباس نام داشت. دانش آموز چهارم متوسطه در رشته اقتصاد بود. به‌عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت و سرانجام بيست و نهم آذر 1360، در گیلانغرب براثر اصابت ترکش توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار این شهید عزیز در گلزار شهدای هفت امامزاده زادگاهش واقع است.

فرازی از وصیت‌نامه شهید  «رجبعلی حمزه‌ای بیدگلی»


کاروان خونین حسینی همواره پیش می رود و با خون جوانان سرعت و استوار می‌گردد، اینجانب رجبعلی حمزه‌ای بیدگلی بنا به وظیفه‌ای که احساس می کنم چند جمله‌ای به امّت مسلمان، پدر و مادر عزیزم و دوستان و آشنایان وصیّت می‌نمایم.

وظیفه شرعی

شرکت من در جبهه جنگِ اسلام علیه کفر، دلیلی غیر از این نمی‌تواند داشته باشد که در موقعی که به کشور اسلامی تهاجم و تجاوز شد بر هر مسلمان واجب است که رفع تجاوز کند و من هم بخاطر وظیفه شرعی در این راه قدم گذاشتم.

خدمت به اسلام

انسان آفریده شده تا به کمال بی نهایت برسد. من هم قدم در این راه نهادن را، شرکت در جبهه حق علیه باطل دانستم من که نتوانستم در زندگیم به خلق محروم و مستضعف خدمتی کنم، انشالله شرکت در جنگ و شهادتم بتواند خدمتی به اسلام کند.

به شهادتم افتخار کنید

پدر و مادر عزیزم! اگر إن شاء الله من در جنگ به شهادت رسیدم هیچ وقت ناراحت نشوید افتخار کنید که این افتخار بزرگ نصیب من و شما شده است. به خود ببالید که فرزندی این چنین تربیت کرده‌اید.

برایم گریه نکنید

عزیزانم بعد از شهادتم از شما تقاضا دارم برایم گریه نکنید تفاضا دارم برای امام حسین(ع) بگریید زیرا  ما هر چه داریم، از مکتب عاشوراست. اگر مردم ما این طور از همه چیز برای اسلام می‌گذرند اگر آن پدر فرزند خود را با دست خود روانه جبهه می کند همه را این امام بزرگوار به ما آموخته، امام حسین(ع) به پدران آموخت که باید علی اکبر خود را روانه میدان کنند.

حلالیت

خانواده عزیزم مرا ببخشید و حلالم کنید. از خطاهایی که در طول زندگیم  مرتکب شدم درگذرید که اگر نگذرید وای بر من.

در مجلس من حاضر نشوند

عزیزانم! از شما جدّاً تقاضا دارم کسانی که با انقلاب اسلامی خوب نیستند راضی نیستم که در مجلس عزای من حتی به‌عنوان خدمتکار بیایند.

و اما با مردم؛ یار رهبر باشید

دست از حمایت انقلاب اسلامی بر ندارید که حیات واقعی ما حیات انقلاب است و دست از یاری رهبرمان نکشید. دست از این مرد بزرگ، این شیر غرّنده برندارید که ایشان حکیم، بصیر، هوشیار، شجاع، قاطع، دور اندیش هستند.

سعی کنید خود را بسازید تا نفس امارتان مغلوب شما گردد. اسلام را بشناسید و شناخت آن را از مطالعه به خصوص کتاب استاد شهید مطهّری شروع کنید.

 به امید پیروزی اسلام بر کفر

رجبعلی حمزه ای

امضا : 1360/8/16

انتهای پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده