شهید «حسن خواجه ای» در وصیت نامه خود چنین می‌نگارد: اگر خداى ناخواسته خون اين شهيدان زير پايمان پايمال شود بسيارى از اعمال‌مان را از دست داده‌ايم!


به گزارش نوید شاهد اصفهان، «شهید حسن خواجه‌ای» سي‌ام شهريور 1344، در روستاي کفران از توابع شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش محمد، کشاورز بود و مادرش کبرا نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. کشاورز بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. هجدهم آبان 1361، در موسیان دهلران بر اثر اصابت ترکش توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار او در امامزاده زادگاهش واقع است.

متن کامل وصیت‌نامه شهید «حسن خواجه‌ای»

در حال حاضر كه اسلام عزيز نياز به خون دارد و به وسيله همين خون‌هاست كه اسلام زنده مى‌شود و درخت پر ثمره انقلاب اسلامى آبيارى مى‌شود، اين قدر مى‌دانم كه مى‌توانم با خون خويش خدمتى به اسلام و مسلمين بكنم، حتى الامكان مى‌توانم دين خود را در راه خدا ادا نمايم. اين جانب وظيفه دانستم به جبهه‌هاى نبرد حق عليه باطل بروم تا اينكه به يارى برادران رزمنده بشتابم و به نداى هل من ناصر ينصرنى لبيك گويم.

به شهیدان احترام بگذارید

لذا از شما برادران حزب الله مى‌خواهم براى يارى اسلام بشتابيد و امام را حفظ كنيد و نگذاريد دشمنان اسلام امام و خدمتگزاران به اسلام و انقلاب را از بين ببرند، همچنين بياييد و پيام اين شهيدان را به ثمر برسانيم، اگر خداى ناخواسته خون اين شهيدان زير پايمان پايمال شود. بسيارى از اعمال‌مان را از دست داده‌ايم، خلاصه بايد به خون شهيدان اسلام احترام بگذاريم. اسلام به معنى تسليم شدن در راه خدا و راه اوست كه پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) پيام آور او بوده است است و حسين ابن على (ع) رهرو آن بوده لذا ما هم بايد با كمال قدرت و تكيه به الله راه اينها را ادامه بدهيم.

خدمت به اسلام

اينجانب علتى كه باعث شده است به جبهه‌ها بروم و رزمندگان را يارى كنم. اين بود كه عشق به حسين (ع) سالار شهيدان و امام كه درس شهادت را به ما ياد داد، داشتم و به شما بگويم علت ديگرى به جز اسلام نبوده است و پيش خود فكر كردم فقط مى‌توانم در جبهه ها بروم و رزمندگان را يارى كنم تا خدمتى به اسلام كرده باشم.

امام را تنها نگذارید

من از شما برادران و خواهران مى‌خواهم تا مى‌توانيد امام را تنها نگذاريد و اعمال‌هاى خودتان را زيادتر كنيد.

حلالم کنید

خدمت شما عرض مي‌كنم، اگر من به درجه رفيع شهادت نایل آمدم و توفيقات خداوند نصيب من گرديد. از پدر و مادرم و تمام بستگانم مى‌خواهم مرا ببخشند و حلال كنند و در ضمن از پدر و مادرم كه چندين سال در بزرگ كردن من زحمت كشيده اند و نتوانستم آنها را جبران نمايم و از آن‌ها مى‌خواهم بعد از شهادت من هيچ‌گونه احساس ناراحتى نكنندكه دشمنان اسلام شاد مى‌گردند، هم‌چنين از كليه برادران و خواهران و دوستان مى‌خواهم مرا حلال كنند و از همه آن‌ها مى‌خواهم تا مي‌توانيد برنامه قرآن را در بين خودشان پياده كنند.

منبع: بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان کوهپایه

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده