خاطرات شنیدنی یک کارمند جانباز
محسن شیر خدایی: فرمانده ما در آن زمان به ما می گفت روزی خواهد آمد که آرزوی ثانیه ای از این روز ها را داشته باشید اما این روزها به هیچ وجه باز نمی گردد. من امروز دقیقا همان حس و حال را دارم...


به گزارش نوید شاهد اصفهان:  محسن شیر خدایی تنها کارمند جانباز دوران دفاع مقدس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان آران و بیدگل است که نزدیک به 24 سال سابقه خدمت در این حوزه دارد.

با اصرار فراوان توانستیم  وقتی از ایشان بگیریم تا خاطراتی از دوران شهادت و ایثار را برایمان بازگو کند. وی با صفای باطن هر چه تمام برایمان از ناگفتنی ها گفت. آنچه می خوانید ماحصل این گفتگوی دوستانه است:

  16 سال بیشتر نداشتم که با دستکاری شناسنامه  همراه با برادرم به جبهه های حق علیه باطل اعزام شدم  و  تقریبا 15 ماه در جبهه حضور داشتم .

یادم می آید فروردین ماه سال 1367 زمان بازپسگیری شهر فاو توسط نیرو های عراقی بود، دشمنان بعثی به کمک بیگانگان حملات گسترده ای را از زمین و هوا به شهر فاو وارد کردند و هواپیما های عراقی مدام شهر را بمبارن می کردند .صحنه ای را به یاد دارم که یکی از گلو له  های دشمن به قایقی اصابت  کرد و تمام سرنشینان ان قایق به فیض شهادت نائل امدند .حملات گسترده تویخانه ای و نیز حملات شیمیایی چنان گسترده بود که صحنه ای فوق العاده از مظلومیت رزمندگان ایرانی را تداعی می کرد .

یادم نمی رود رزمنده ای که موج گرفتگی چنان وضعیت و حالتی به او داده بود که خودش بدون هیچ گونه اختیاری اقدام به تیر اندازی می کرد  و یا رزمنده دیگری که دچار عارضه شدید شیمیایی شده بود و در بیمارستان او را ملاقات کردم، البته ایشان چند سال بعد به فیض شهادت نائل آمد .

آروزی یک ثانیه ای از این روز ها را خواهید داشت

وقتی وارد لشکر نجف اشرف شدم بچه های رزمنده در کنار شوخی هایی که با هم داشتند گاهی اوقات هم یکسری بحث های دوستانه با هم می کردند فرمانده ما در آن زمان به ما می گفت روزی خواهد آمد که آرزوی یک ثانیه ای از این روز ها را خواهید داشت اما این روزها به هیچ وجه باز نمی گردد. من امروز دقیقا همان حس و حال را دارم  و ارزو می کنم که لحظه ای خداوند مرا در آن روز ها قرار دهد تا طعم شیرین زندگی واقعی را بچشم .

منبع: بنیاد شهید شهرستان آران وبیدگل

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده