شهید "غلامعلی راعی" از طفولیت نسبت به فراگیری قرآن و احکام، علاقة وافری داشت و در تمامی مجالس اُنس با قرآن شرکت می کرد. با شروع فعالیتهای ضدِانقلاب و خَلْقِ کُرد در منطقة غرب به‌ویژه پاوه به عنوان نیروی داوطلب پا به میدان مبارزه نهاد و رشادت­های زیادی را به منصه ظهور رساند تا این­که شرکت ریسندگی و بافندگی او را خواست و از ادامة مأموریت او را معاف کرد....

به گزارش نوید شاهد اصفهان: شهیدغلام‌علی راعی بیدگلی  سال 1338 در آران و بیدگل در یک خانوادة مذهبی دیده به جهان گشود. وی در آغوش پر مهر و محبّت پدر و مادر، دوران کودکی را سپری کرد تا این­که به مدرسه رفت و با شوق و ذوق بسیاری به تحصیل پرداخت. پس از اتمام دورة راهنمایی با توجّه به عدم بضاعت مالی خانواده با میل و ارادة خود تصمیم گرفت درس را رها کند و به یاری خانواده بشتابد و عصای دست پدر باشد، لذا برخلاف مخالفت خانواده به کارخانة ریسندگی و بافندگی کاشان رفت و در آن­جا به کار و تلاش پرداخت.

مانوس با قرآن

وی از طفولیّت نسبت به فراگیری قرآن و احکام، علاقة وافری داشت و در تمامی مجالس اُنس با قرآن شرکت می کرد. با شروع فعّالیّت­های ضدِّانقلاب و خَلْقِ کُرد در منطقة غرب به‌ویژه پاوه به عنوان نیروی داوطلب پا به میدان مبارزه نهاد و رشادت­های زیادی را به منصة ظهور گذاشت تا این­که شرکت ریسندگی و بافندگی او را خواست و از ادامة مأموریت، او را معاف کرد، پس از تلاش­های زیاد مبنی بر رضایت مسئولین شرکت برای حضور مجدّد در جبهه و عدم موافقت آن­ها، به دلیل عِرق ملّی و اعتقادات مذهبی که داشت؛ خصوصاً پای­بندی به ولایت فقیه برای لبّیک گفتن به فرمان ولیّ امر زمان، از کار خود استعفا داد و عازم جبهه شد و در آن­جا به سپاه پیوست و در لشکر 14 امام حسین(ع) مشغول انجام وظیفه شد.

با توجه به شوق پرواز و رسیدن به وصال حضرت دوست، پس از حضور دو ماهه در جبهه در منطقة شرق بصره (پاسگاه زید) به آرزوی دیرینة خود نائل آمد و هشتم شهریور 1363 شربت شهادت نوشید ؛ پیکر مطهّرش، طی مراسم باشکوهی تشییع شد و در آستان مقدّس هفت­ امامزاده (طبق وصیّتش) در کنار مزار شهید والامقام صالح آتش­پور به خاک سپرده شد.

منبع:بنیاد شهید شهرستان آرن وبیدگل

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده