توصیه هایی از شهید خداگونه ابیانه
شهید یحیی خداگوابیانه، بيستم آذر 1343، درروستاي ابیانه از توابع شهرستان نطنز چشم به جهان گشود. پدرش حسین، کشاورز بود و مادرش ام هانی نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. يدوم مرداد 1362، در حاج عمران عراق بر اثر اصابت ترکش شهيد شد. مزار او در زیارت زادگاهش واقع است.

نوید شاهد اصفهان منتشر میکند:  وصیت نامه شهید یحیی خداگو ابیانه

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم رب الشهداء والصدیقین

الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلاتخشوهم واخشون. ( مائده 3)

امروز که کافران از دین شما ناامید شدند از آنان نترسید از من بترسید.

اللهم انی اسئلک ان تجعل وفاتی قتلا فی سبیلک، ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه انک انت التواب الرحیم.    (بارلها از تو می خواهم که مرگ مرا قتلی در راه خودت قرار دهی)

شهادت یک رستگاری بزرگ است. (امام خمینی)

با دورد به روان پاک شهیدان از صدر اسلام تاکنون وبا درود بر شما مردم و امت ایثارگر و همیشه درصحنه. من برحسب اینکه اگر توفیق شهادت پیدا کنم چند نکته ای را برای شما امت همیشه در صحنه بیان می کنم. برادران و خواهران اولین تذکر من در مورد انقلاب است و درضمن از شما تقاضا دارم که اگر من توفیق شهادت را پیدا کردم تا آنجا که ممکن است به وصیت های شهدا جامه عمل بپوشانید. ای امت شهیدپرور برای اینکه این انقلاب ادامه پیدا کند و انشاالله به انقلاب حضرت مهدی(عج) متصل شود باید کوشش ما درجهت حفظ موقعیت وهویت انقلاب اسلامی باشد یعنی اینکه انقلاب ما از این پس نیز باید اسلامی باشد نه صرفاً ضد طبقاتی نه صرفاً سیاسی، نه صرفاً آزادی خواهی محض بلکه در تمام ابعاد اسلامی باشد و این انقلاب اسلامی بدین معنی است که راهی که هدف آن اسلام و ارزش های مفید اسلام باشد. باید انقلاب و مبارزه در راه آن نیز صرفا برای برقراری قوانین اسلام بوده ویا به بیان دیگر مبارزه هدف نباشد بلکه وسیله باشد و این انقلاب در صورتی تضمین خواهد شد که عدالت وآزادی را حفظ کنیم و استقلال فرهنگی و سیاسی و اقتصادی پیدا کنم آن وقت ما پیروز خواهیم شد. اگر ما مکتب و ایدئولوژی خودمان را که همان اسلام خالص است بدون شائبه به دنیا معرفی کنیم و مردم دنیا قبول کنند ما پیروز خواهیم بود.

چند تذکری که من در رابطه با حفظ انقلاب و برای جلوگیری از خطرات گروهک ها در آینده و برای جلوگیری از انحراف فکری نسل جوان با برادران مسئول در میان می گذارم:

1- جوانان، من به شما توصیه می کنم که خودسازی را اگر از همین حالا شروع نکنید فردا دیر است و از همین الان عادت های بد را از خود دور کنید.

2- من به بعضی از مسئولین خالص ولی کم توجه توصیه می کنم که سعی کنند نسل جوان را با محتوا در مسائل بار بیاورند واینقدر این نسل را بی محتوا بار نیاورند و از طرف دیگر مسئولیت های سنگین را در اختیار آنها قرار دهند تا بلکه به کیفیت کار بیشتر توجه کنند و در این مورد دقت نمایند تا آنها در مسائلی وارد نشوند و رشد فکری از آنها گرفته نشود و برادران شما موظفید که برادران کوچک خودتان را که فردای نه چندان دور به جای شما می نشینند انسان های ساخته شده تربیت کنید واگر از همین الان شروع نکنید فردا این انقلاب با یک خطر عظیم روبه رو خواهد شد و شما مسئولید.

3- از برچسب زدن بیجا به مسئولین مملکتی دوری کنید چراکه این کار نیروهای اصیل انقلاب را از صحنه خارج می کند.

4- در اجرای قوانین الهی وحکم خدا قاطع بایستید زیرا اسلام همانگونه که نسبت به افراد علاقه می ورزد به اجتماع نیز علاقه می ورزد.

5- من به شما توصیه می کنم که روحیه عبادت مبادا از شما گرفته شود زیرا اگر این روحیه گرفته شود بدانید که خط هایی برای نابودی انقلاب روی شما کار کرده اند.

6- من شما را به اخلاص در راه خدا و تقوا وصیت می کنم و مخصوصاً از نسل جوان می خواهم که در کارها اخلاص بورزند و کار را برای خدا انجام دهند و تقوا را پیشه خود سازند.

7- من به شما توصیه می کنم که پیروی و اطاعت از دستورات رهبر کبیر انقلاب امام خمینی دست برندارید و بدانید که پیروزی شما در بودن خط امام است و مبادا خدای ناکرده از خط امام خارج شوید وباز هم به جوانان توصیه می کنم که مطالعه کتب اسلامی و محتوا گرفتن را یادتان نرود و دعای به امام را فراموش نکنید.

8- ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی(ع) در محراب عبادت شهید گشت و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین در راه حسین و با هدف شهید شد. ای مردم مبادا از رفتن فرزندتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمی توانید جواب زینب را بدهید که تحمل هفتاد و دو(72) شهید نمود. همه مثل خاندان وهب جوانانتان را در جبهه نبرد بفرستید و حتی جسد او را هم تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود سری را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم. ای اقوام و خویشان و همسایگان من بر من اشک مریزید اگر واقعا مرا دوست داشتید حالا راهم را ادامه دهید و با شرکت در جبهه ها که دانشگاه انسان سازی است دین خدا را زنده نگهدارید.

9- برادران استغفار و دعا را از یاد نبرید که بهترین درمان ها برای تسکین دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و در راه او قدم بردارید و هرگز دشمنان بین شما تفرقه نیندازند و شما را از روحانیت متعهد و مسئول جدا نکنند که اگر چنین کردند روز بدبختی مسلمان ها وروز جشن ابرقدرت هاست. حضورتان را در جبهه های حق علیه باطل ثابت نگهدارید.

10- اما سخنی با پدر ومادر وبرادر و خواهر عزیزم: من بنا به فرمان خداوند و بنا به مسئولیتی که داشتم برای رضای خدا به جبهه نبرد حق علیه باطل وبرای نجات مردم دربند بعث عراق و اکنون ای پدر ومادرم که سال های بسیار برایم رنج ها وسختی های فراوان کشیدید ، مادر عزیزم که چه شب ها به خاطر من دست از خواب خود برداشتی و مرا با تمام مشکلات بزرگ و تربیت کردی و اکنون مرا به جبهه اسلام فرستادی تا همچون امامم حسین(ع) در کربلای حسین که حال خوزستان می باشد به خاک و خون بغلطم و با خون خود درخت اسلام را آبیاری کنم. من وهمه اشخاص امانتی بیش نیستیم و خداوند هر وقت بخواهد روح ما را بگیرد این کار را خواهد کرد و شما باید همه فرزندانتان را در راه خدا بدهید همچون ابراهیم که می خواست سر فرزندش اسماعیل را برای رضای خدا جدا کند.

مادرم: مگر من برای تو از علی اکبر حسین عزیزتر هستم؟ اگر می خواهی برای من گریه کنی اول برای امام حسین گریه کن. خانواده ام من چندین روزه خود را نتوانسته بگیرم که 7 روزه قضایی واجب و 8 روزه که برای قبول شدنم نذر کرده بودم نگرفته ام واز شما می خواهم که خود اینها را اگر می توانید بگیرید وگرنه کسی را اجیر کرده تا این فریضه را انجام دهد.

والسلام علی من التبع الهدی

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) تو را به جان مهدی(عج) خمینی را نگهدار. امضا یحیی خداگو

منبع: بنیاد شهید شهرستان کاشان

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده