وصیتنامه : شهید محمد رضا ماندنی
شهید محمد رضا ماندنی، پنجم فروردين 1345، در شهرستان فریدن چشم به جهان گشود. پدرش اسدالله، کشاورز بود و مادرش راضیه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور يافت. بيست و نهم خرداد 1367، در قلاویزان بر اثر اصابت گلوله توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای میرآباد واقع است.

نوید شاهد اصفهان منتشر میکند: وصیتنامه شهید محمد رضا ماندنی

بسم الله الرحمن الرحيم

جنگ جنگ است و عزت و شرف ما در گرو همين مبارزات است . «امام خمينى)

و لا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون

اينجانب محمد رضا ماندنى فرزند اسدآقا ماندنى داراى شماره شناسنامه 32 متولد 1345ساكن‌روستاى ميرآباد از توابع شهرستان داران ميباشم . ملت شهيدپرور ايران سخنم را از دل سنگر بعنوان وصيتى براى‌ شما يادگار بگذارم پدرو مادر مهربان بستگانم و ملت شهيدپرور ايران ما و اسلام ما و همه ما در برهه اى از زمان قرار گرفتيم و غريب و مظلوم واقع شده ايم و دشمنان دين خدا از هر سو به ما حمله ور شدند و جنگ را بر ما تحميل نمودن چون من عضوى از اعضاى خانه بزرگم يعنى ايران ميباشم لذا تصميم گرفتم از كاشانه هجرت نموده و در جبهه ها در كنار ديگر رزمندگان مشغول دفاع شوم و دشمن را از خانه ام بيرون‌كنم‌تامردم آزادانه به زندگى روزمره ادامه دهند

آرى اى پدر و مادرم موقعى كه جسدم را مى‌آورند نگوييد كه فرزندمان داماد نشدسلاحم عروس من  است‌وحجله ام سنگر من است مادرم در ايام شهادت من جامه  سياه نپوشيد زيرا اين ايام بهترين روزهاى عروسى و دامادى‌من‌است‌وپارچه سفيدى را بعنوان‌لباس دامادى بر سر مزارم پهن نماييد و بجاى تسليت به همديگر تبريك بگوييدمادرم‌وپدرم‌شما دو رزمنده‌دلاوريدودرجبهه كاروكوشش براى‌بزرگ كردن من زحمتهاى فراوانى را متحمل شديد و از اينكه نتوانستم زحمات شما را جبران كنم به بزرگى خود مرا حلال كنيد و اميدوارم با ريختن خون سرخم در جبهه‌زحمات گرانقدرتان‌را جبران‌نمايم

اما سخنى‌با برادران‌وخواهرم ، برادران ‌ارجمندم هنگامى‌ كه پيام شهادتم  را دريافت نموديد اصلا نگران و ناراحت نباشيد بلكه صبر و مقاومت را پيشه كنيد زيرا خداوند صابران را دوست دارد و صبر كردن خود نوعى جهاد است كه بايد شما آن را بدوش بكشيد و مى خواهم همه شما حسين گونه باشيد و لحظه اى‌امام اين‌رهبربزرگم را تنها نگذاريد.

خواهرمهربانم‌من تورا بسيار دوست مى دارم و سلامتيت را از خدا خواستارم خواهرم هنگامى كه پيكر زخم خورده ام را مشاهده نمودى اصلا پريشانى به خود راه مده همچنان صبور و مقاوم باش اميدوارم رفتار و كردارت زينب گونه باشد 

منبع: بنیاد شهید شهرستان بوئین ومیاندشت

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده