وصیتنامه شهید مصطفی صادق رانی
شهید مصطفی صادق آرانی، چهارم مهر 1349، در شهرستان آران و بیدگل چشم به جهان گشود. پدرش علی، قالی باف بود و مادرش بحري نام داشت. دانش آموز دوم متوسطه در رشته اقتصاد بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. بيست و دوم خرداد 1367، در آبادان بر اثر اصابت ترکش شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای امامزاده محمد هلال بن علی (ع) زادگاهش واقع است.

نوید شاهد اصفهان منتشر میکند:  وصیت نامه شهید مصطفی صادق آرانی

بسم الله الرحمن الرحیم

اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا

ان الله علی نصرهم لقدیر

(قرآن کریم)

به کسانی که مورد حمله و تجاوز قرار می‌گیرند اجازه پیکار داده می‌شود، زیرا به آن‌ها ستم شده و خدا در یاری آن‌ها تواناست. و کسی‌که در راه خدا جهاد کند پس اگر کشته شود و یا پیروز شود ما او را ثوابی بس بزرگ عنایت می‌کنیم. اما چه شده است شما را که از جهاد در راه خدا سرباز می‌زنید.

به‌نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و به‌نام خدایی که انسان را از نیستی به هستی آورد و به او دانش و علم و نعمت‌های خود را داد.

اما من بنده گناهکار و عاصی و سخت محتاج به رحمت ‌الهی هستم. معبودا، شکورا، کریما، تمام عمرم در گناه به‌سر برده‌ام و به‌حال خود خبر نداشتم و کمر از بار گناهانم خم گشته است. و از یک سو نگاهی بر گناهانم می‌کنم و سخت مأیوس می‌شوم، چرا که رسولت می‌گوید: محاسنم از آیه‌های عذاب سپید گشت و حضرت علی از ترس خدا و عذابش بی‌هوش می‌شود. و سیدالساجدین در این موضوع گریه‌های زیاد می‌کند و می‌گوید: ابکی لظلمه قبری، ابکی لضیق لحدی، ابکی لسؤال منکر و نکیر، ابکی ابکی ابکی

پس ای خدای بزرگ من از درگاهت ناامید نمی‌شوم و امیدوارم که با فضل خود با من رفتار کنی نه عدل خود. و از تو می‌خواهم که توفیق توبه و انابه را به من بفرمایی. من بنده عاصیم، سیه‌دلم، رضای تو کجاست؟

وصیت به مردم شهیدپرور: بر رزمندگان اسلام و مجاهدان فی سبیل الله لازم است تا هدف حرکت خود را به جبهه‌ها بدانند و به نفس خود مراجعه نمایند. که تنها محرک آنان حمایت از دین خدا و دفاع از حریم اسلام و اطاعت از فرماندهی باشد و مبادا که برای تفریح و هوا و هوس یا خدای نکرده برای ریا و تظاهر و خودنمایی راهی جبهه‌ها گردند. کسانی که برای کسب قدرت و طی مدارج و یا نشان دادن این‌که ما از مبارزان و مجاهدان هستیم و مثلاً بگویند ما از آغاز جنگ تا به‌حال در مرزها بودیم تا بدین‌وسیله افتخاری در نزد مردم به دست آورند. به طور قطع پیروی از کفار و مشرکین کردند و هم‌چنین آنان‌که  جهت اختلاف و تفرقه می‌روند و آگاهانه یا ناآگاهانه کارهایی را انجام می‌دهندو یا سخنانی می‌گویند که باعث سردی و رکود و در نهایت شکست مسلمانان و یا صدمه دیدن و از دست دادن اموال و یا طولانی‌تر شدن بی‌جهت جنگ می‌گردند از جمله کسانی‌اند که مردم را از راه خدا جلوگیری می‌نمایند. 

شما به خدا! ای فدائیان اسلام و ای فرزندان امام‌خمینی و ای غیرتمندانی که بی‌دریغ از جان و مال و ناموس مسلمانان و کشورهای اسلامی حمایت می‌کنید  نگذارید که اعمال‌تان‌که هم‌چون خورشید می‌درخشد و همانند برف سفید است و مثل کوه‌ها سنگین است، دچار هوی و هوس و غرور و ریا و خوشگذرانی‌های سطحی و زودگذر و حیف و میل اموال و اولاد شود و موجب تیرگی و سبکی آن اعمال گردد.

خداوند می‌فرماید مانند کسانی که از سرزمین خود از روی غرور و هواپرستی و خودنمایی خارج شدند نباشید. همانا که هدف‌شان جلوگیری مردم از راه خدا بوده و خداوند به کارهایی که این‌گونه افراد انجام می‌دهند محیط است و از اعمال‌شان باخبر.

ای عزیزان و دوستان انقلاب دست از تفرقه و شخصیت‌گرایی بردارید و نگذارید که دشمنان دین و قرآن‌که می‌خواهند انقلاب اسلامی را نابود کنند به‌خاطرشما موفق شوند. اکنون جنگ به برهه حساسی رسیده است و اکنون این خون‌آشام لذت خود را در از بین بردن شما و دین و قرآن می‌داند پس بر شماست که از میهن و کشور و ناموس خود دفاع کنید و اگر در این کار سستی کنید دشمن آن‌قدر قوی خواهد شد که همه شما را نابود خواهد کرد ای عزیزان گوش به حرف مسئولین مملکت بدهید و هرچه را که آن‌ها می‌گویند انجام بدهید.

وصیتم به دوستانم: اکنون چشم امیدم و همرزمانم به شماست و مسئولیت شما نسبت به انقلاب بیشتر شده است پس بر شماست که در آینده همان‌طور که شایسته است در خدمت انقلاب باشید و حافظ خون شهیدان و نگهبان دین اسلام و ره‌پیمانان راه حقیقت و راه حسین باشید تا به سعادت دنیوی و اخروی برسید.

وصیتم به پدرم: پدرجان، همواره و در همه جا و در هر لباسی که هستی خدمت به انقلاب را که ثمره خون هزاران شهید و معلول و اسیر است فراموش مکن و تمام سخنان و کارهایت برای انقلاب و اسلام باشد. و برای این‌که به سعادت بزرگی نایل آیی شیوه پیامبر را در پیش گیر و مانند او زندگی کن ان‌شاءالله زحماتی که برای بنده حقیر کشیده‌ای اجر بزرگ در پیش خدا خواهد داشت و ثوابی بزرگ.

وصیتم به مادرم: مادرجان من راه حسین(ع) مرگ من مرگ حسین است. با عشق حسین(ع) به جبهه آمدم با عشق او شهید خواهم شد. هم‌چنانکه با عشق او تولد یافتم و با عشق او زندگی کردم بنابراین در مرگ من که مرگی افتخارآمیز و پرعظمت است، هم‌چون کوه استوار باش و درس زندگی را از زینب(ع) بیاموز و اگر خواستی برایم گریه کنی فقط به یاد من نباش بلکه برای حسین و یارانش و تمام شهیدان انقلاب گریه کن.

به امید پیروزی حق علیه باطل.

والسلام

خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی(عج) خمینی را نگهدار.

رزمندگان اسلام پیروزشان بگردان

راه ما راه حسین(ع)، مرگ ما مرگ حسین(ع) است.

مصطفی صادق

منبع: بنیاد شهید شهرستان آران وبیدگل

 

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار