شهید سید حسین سیدیان
شهید سید حسین سیدیان، سیدحسین دهم ارديبهشت 1345، در شهر ابوزیدآباد از توابع شهرستان آران و بیدگل چشم به جهان گشود. پدرش سیدمحمد، کشاورز بود و مادرش ثمن رخ نام داشت. خواندن ونوشتن نمی دانست. لوله کشی آب بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. سيزدهم خرداد 1363، در سنندج بر اثر اصابت گلوله هنگام درگیری با گروه های ضد انقلاب شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای محمدآباد واقع است.

نوید شاهد اصفهان منتشر میکند: وصیت نامه شهید سید حسین سیدیان ابوزید ابادی

با سلام و درود به منجی عالم بشریت امام زمان(عج) و نائب برحقش امام خمینی و با سلام به خانوادة‌ شهدا و جانبازان و مجروحین انقلاب اسلامی ایران و با سلام به ملت محروم شهیدپرور که جوانان خود را در راه اسلام با ایثار به راه حق علیه باطل هدیه کرده‌اند که درخت جمهوری اسلامی ایران را آبیاری کنند و به صدام و صدامیان نشان دهند که با مشت خالی بر دهان آمریکا می‌کوبیم و هیچ ترس و از هیچ چیزی نمی‌هراسیم و با سلام به رزمندگان اسلام که در هر گوشه‌ای از خاک جمهوری اسلامی ایران با کفر سینه سپر کرده‌اند و در سنگرهای خونین شربت شهادت می‌نوشند و فریاد می‌کشند استقلال آزادی جمهوری اسلامی.

پدران و مادران از جوانان‌تان جلوگیری نکنید بگذارید که به جبهه‌ها بروند و راه این شهیدان را ادامه دهند که این راه، راه حسین است. ملت شجاعت خود را نشان بدهید در برابر این کفار و این دشمنان اسلام بدانند که ما از مرگ ترس نداریم و راه شهیدان را ادامه می‌دهیم و تا لحظه‌های آخر جان‌مان ایستاده‌ایم و جان‌مان را فدای امام و ملت می‌کنیم راه ما، راه ایثار است، راه حسین است. تا کربلا پیش می‌رویم و قدس عزیز را آزاد می‌کنیم. ملت شهیدپرور ایران گوش به فرمان امام باشید و در خط رهبر برادری کنید نگذارید که دشمن شاد باشد. ملت شهیدپرور ایران مبادا که در خواب غفلت باشید که علی‌اکبر حسین(ع) و علی‌اصغر امام حسین(ع) در رکاب پدر خود شهید شدند و شما هم همانند آن‌ها شهید شوید که اگر در خواب غفلت باشید در آخرت باید جوابگوی حسین و یاران حسین باشید.

مادران و پدران شما نباید از رفتن فرزندان‌تان به جبهه‌های حق علیه باطل جلوگیری کنید. اگر فرزند شما شهید شد شما داغ یک جوان را می‌بینید اما شب یازدهم که زینب داغ هفتاد و دو جوان را دید. شما اگر از جبهه رفتن فرزندان‌تان جلوگیری کنید در آخرت باید جوابگوی زینب(س) باشید.

پدر و مادرم ناراحت نباشید که من پیش شما نیستم و هم‌چون شما فامیل‌ها و دوستان مرا حلال کنید و از شما می‌خواهم که به نمازهای جمعه و جماعت بروید و پشت جبهه‌ها کمک کنید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

منبع: بنیاد شهید شهرستان آران وبیدگل

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده