شهید محمد حسن کاظمینی
شهید محمد حسن کاظمینی، سي‌ام آبان 1331، در شهرستان شهرضا چشم به جهان گشود. پدرش خالق، کارگر کارخانه ريسندگي و بافندگي بود و مادرش فاطمه سلطان نام داشت. تا سوم متوسطه در رشته ادبیات درس خواند. سال1353 ازدواج کرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور يافت. هفدهم خرداد 1365، با سمت سرپرست اکیپ راه سازی در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. برادرانش محمدمهدی و محمدعلی نيز شهيدشده است.
زندگینامه شهید محمدحسن کاظمینی

بسمه تعالی

زندگینامه شهید محمدحسن کاظمینی

نوید شاهد اصفهان: پاسدار شهید مخلص و فداکار محمدحسن کاظمینی فرزند حاج عبدالخالق در تاریخ30/آبان/1331در شهرضا در خانواده‌ای مستضعف و کارگری، فوق العاده متدین و شهید پرور به دنیا آمد. تا کلاس سوم دبیرستان تحصیل کرد و پس از آن در یک مغازه جوشکاری و کانال کشی مشغول به کار شد. او بعد ازظهرها به حوزه علمیه می‌رفت و جامع المقدمات و رساله امام خمینی را می‌خواند، در دوازده سالگی مقلد امام شد و و از فقیه عالیقدر زمان خود یعنی امام خمینی تقلید می‌کرد. مادرش مریض بود و پدر کارگر کارخانه ریسندگی و در یک منزل کمتر از صدمتری زندگی می‌کردند ولی سه شهید تربیت کردند وتقدیم اسلام نمودند و در شهادت فرزندان بسیار صبور و باتقوا بودند و همیشه خدارا شکر می‌کردند.

زندگینامه شهید محمدحسن کاظمینی برادر دو شهید

با رسیدن به سن سربازی شهید کاظمینی به خدمت اعزام شد ودوره چهار ماهه آموزشی را در زاهدان و خدمت را در کرمانشاه و قصر شیرین به پایان رسانید و بعد از سربازی ازدواج کرد و مجدداً در کارگاه فنی شروع به کار کرد و ثمره ازدواجش 2 دختر و 2 پسر بودند تا اینکه نهضت امام کم کم شروع شد و شهید در امور انقلاب و ترتیب دادن تظاهرات و پخش اعلامیه فعالیت داشت تا اینکه انقلاب پیروز شد و ایشان فعالیت خود را در بسیج شروع کرد و پس از مدتی عضو نیمه ثابت سپاه شد و برای رفتن به جبهه اقدام کرد و راهی جبهه جنوب شد و در عملیات تنگه چزابه، فتح المبین و بیت المقدس شرکت داشت و مدتی در شهرضا ماموریتهای سپاه را انجام می‌داد، دوره مقدماتی مربی گری و یک دوره تربیت مربی را در اصفهان گذرانید سپس عضو ثابت سپاه شد و در چند عملیات مسئول دسته بود و پس از مدتی معاون گروههای رزمی بود.

زندگینامه شهید محمدحسن کاظمینی برادر دو شهید

پس از شهید شدن دوبرادرش مهدی و محمدعلی در فتح خرمشهر معاونت گردان را به عهده داشت و سپس مجدداً به شهرضا بازگشت و در قسمت اعزام نیرو و انتظامات شروع به کار کرد و دوره تکمیلی را در پادگان غدیر اصفهان گذرانید و در واحد عملیات و اطلاعات فعالیت می‌کرد و پس از عمیات محرم با یک گردان کامل از نیروهای رزمی بسیجی و کادر رسمی سپاه که مسئول گردان بود راهی جبهه شد و مشکلا ت زیادی را از نبودن امکانات و کمبود نیرو تحمل کرد که سرانجام در خط پدافندی مجروح گردید و برای معالجه به شهرضا بازگشت مجددا راهی جبهه شد و سرانجام در تاریخ 17/خرداد/65 در حال گشت زنی بود که توسط گلوله مستقیم دشمن به شهادت رسید. جنازه شهید را به شهرضا آوردند و طبق وصیت نامه‌اش کنار سردار همت به خاک سپردند. روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

 زندگینامه شهید محمدحسن کاظمینی برادر دو شهید

وصیت نامه شهید محمدحسن کاظمینی

 نوید شاهد اصفهان: اینجانب محمد حسن کاظمینی فرزند عبدالخالق ساکن شهرضا به شماره شناسنامه 743 از یک خانواده کارگری و مستضعف و عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرضا، شیعه و مقلد امام امت روح اله خمینی کبیر، برادر دو شهید به عنوان نصیحت و اتمام حجت نکاتی را با رمز لا اله الا الله، محمد رسول الله  وعلی ولی الله، حسین ثارالله، مهدی بقیة الله، خمینی روح الله، شهدا فی سبیل الله متذکر می‌شوم و از همه التماس دعا دارم.

خدایا تو خود آگاهی که آنچه از ناحیه ما صورت گرفت جهت کسب برتری یا قدرت و برتری جوئی نبود، بلکه برای این بود که در جهت رضای تو، یاری اسلام عزیز و لبیک به ندای امام امت و جاری کردن احکام تو و حراست از خون شهدا و احساس مسئولیت ثابت قدم ماندیم و زیر بار ذلت نرفتیم  و جمجمه مان را به تو سپرده و دنباله رو اماممان گردیدیم، نه به خاطر دلمان و هوای نفس بلکه برای رسیدن به لقای تو بود که از همه چیزمان دست کشیدیم و با نعره الله اکبر و لا اله الا الله همه اله های زمین را نفی کرده و با استغفار به تو روی آوردیم و با کمک و استعانت تو راهی سپاه پاسداران و جبهه نبرد حق علیه باطل شدیم به یاری اسلام و قرآن که پس از شهید شدن این عزیزان سپاه و بسیج مخصوصاً دو برادر شهیدم خجالت می‌کشم زنده بمانم و رفت و آمد کنم.

خداوند حق این عزیزان سپاه و بسیج را بر ما حلال کند و به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین(ع) که امروز با صدای رساتر از گلوی امام امت خمینی کبیر به گوش می‌رسد لبیک گفته و با عنایت خداوندی و عشق به امام حسین و بقیة الله الاعظم در خون خود بغلتیم و مسئولیت سنگین را به مقصود برسانم. شما عزیزان هم ادامه دهنده راه خونبار شهدا باشید و اسلحه این عزیزان شهید را نگذارید بر زمین بماند، راهی جبهه شوید و با خصم کافر بجنگید که چشم مستضعفین به پیروزی شما ایثارگران توحید دوخته شده است، خداوند به همه شما توفیق بندگی و عبادت و ترک معصیت عنایت فرماید.

منبع: بنیاد شهید شهرستان شهرضا

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار