شهید عباس شاهمیرزائی
شهید عباس شاه میرزایی، عباس چهارم ارديبهشت 1342، درروستاي چیرمان از توابع شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش سکینه نام داشت. دانشجو کاردانی در رشته تربیت معلم بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. دهم خرداد 1361، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

زندگینامه شهید عباس شاهمیرزائی

نوید شاهد اصفهان: شهید عباس شاهمیرزائی درچهارم  اردیبهشت ماه سال 1342 در روستای چیرمان از توابع بخش کوهپایه اصفهان دیده به جهان گشود .پس از طی دوران کودکی وارد دبستان شد.بعد از اتمام تحصیلات ابتدائی به همراه برادرش به شهر یزد رفت و دو سال از دوران تحصیلی راهنمایی را در این شهر گذراند.سپس به روستای خود بازگشت و سال آخر راهنمایی را در روستای مجاور گذراند.

ایشان دوران دبیرستان را در مدرسه هاتف اصفهان در رشته اقتصاد گذراند و دیپلم خود را در سال 1360 اخذ نمود و در تابستان همان سال به عضویت فرهنگی جهاد سازندگی اصفهان در آمد و از این طریق عازم شهرستان خوانسار شد و مدت 6 ماه در این ارگان خدمت کرد.

شهیدوالا مقام در آزمون ورودی مرکز تربیت معلم شرکت کرد و در رشته ادبیات پذیرفته شد و در مرکز تربیت معلم شهید رجایی شروع به تحصیل نمود.ایشان همیشه به فکر یاری رساندن به جنگ زدگان و آوارگان جنگی بود و در زمانی که به تحصیل اشتغال داشت همواره به فکر حضور در جبهه و یاری رزمندگان بود.

از آنجا که سرانجام عشق حقیقی وصال معشوق است ، عباس نیز در اردیبهشت سال 1361 پای در جاده شیدایی گذاشت و در عملیات بیت المقدس سخت مجروح شد و به بیمارستان شهدای تهران انتقال یافت.وی در غروب روز دهم خرداد سال 1361 به وصال معشوق شتافت.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

فرازی از وصیت نامه شهید :

بسم رب الشهدا و الصالحین

........ اکنون که خدا این توفیق را به من عنایت کرده و در جبهه حق علیه باطل قرار گرفته ام امیدوارم یا با گلوله ام دشمن را به دستور اسلام نابود کنیم یا با شهادت خود استمرار حکومت اسلامی را تا انقلاب مهدی (عج) با خون ناچیزم تضمین بکنم که خداوند این چنین کرده است تا با کشتن و کشته شدن ظلم و تباهی محو شود و عدل و عدالت و حکومت الله بر زمین حاکم شود............

      ای امام سلام ناقابل مرا بپذیر و با آن تقربی که به خداوند دارید تمام رزمندگان را دعا کنید که دعای صالحان و مقربان درگاه خداوند هرگز بدون جواب نمی ماند و برای تمامی طلب بخشش و عفو بکنید ، که خداوند توفیق داد که راه تو را بشناسیم و نجات خود و تمام مردم را در آن ببینیم و اکنون که چنین است برای پابرجای ماندن حکومت اسلامی ، تقدیم جان ناچیز در راه خداوند چیزی نیست که ای کاش هزارن جان بود مرا که فدای راه تو که همان راه خدا و رسول خدا (ص) بکنم و خدمتی به دین خدا باشد.اما چند سفارش به امت شهید پرور و قهرمان :یاور روح خدا  خمینی بن شکن که اول سعی کنید در هر جایی و مکانی راه امام را آنطور که هست بشناسید که راه  اسلام و قرآن است از هیچ کوششی دریغ نکنید و مبادا که امام تنها بماند یا تضعیف شود.لیکن این سفارش امام است که وحدت را حفظ کنید و در راه خدا زنده باشید و کار بکنید و حرف بزنید و در این راه کشته شوید اصول اسلام را از کوچک و بزرگ سعی کنید رعایت کنید که سعادت تنها در اسلام است.

منبع: بنیاد شهید شهرستان کوهپایه

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده