شهید محمود نعمتیان جوشقانی
شهید محمود نعمتیان، يكم خرداد 1340، درروستاي جوشقان استرک از توابع شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش رضا، کشاورز بود و مادرش بيگم نام داشت. تا پایان دوره کارشناسی در رشته بهداشت درس خواند. سال1364 ازدواج کرد و صاحب يك دختر شد. به عنوان ستوان دوم ارتش در جبهه حضور يافت. هجدهم خرداد 1367، در بانه بر اثر اصابت ترکش به سر و گردن توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

مروری بر زندگی شهید محمود نعمتیان جوشقانی

نوید شاهد اصفهان: شهيد محمود نعمتیان جوشقانی اول خرداد ماه 1340در روستای جوشقان استرک از توابع شهرستان کاشان به دنیا آمد .پدرش کشاورز و مادرش خانه دار بود.

وی دوره تحصیلی ابتدایی را در روستا به پایان رساند و برای ادامه تحصیل عازم شهرستان کاشان شد.محمود از کودکی و بعد ها در اوقات فراغت تابستان در کشاورزی کمک کار پدر بود.

سال دوم دبیرستان بود که یک روز عکسی از امام خمینی (ره) را به خانه برد ، مسرور و خوشحال عکس را به همه نشان می داد و می گفت : «خوشحالم از این که امام به زودی به وطن باز خواهد گشت ».عکس را در اتاق نصب کرد که هنوز هم در همان جا به عنوان یادگار از او باقی مانده است .وی چند روز بعد رساله ای از امام را خریداری کرد و به خانه برد و برای همه می خواند .در تظاهرات و راهپیماییها شرکت می کرد .شبها به همراه دوستانش برای شعارنویسی روی دیوار از خانه بیرون می رفتند .این کار آنها باعث ناراحتی عده ای از افرادی که هنوز با انقلاب همراه نشده بودند ،شده بود و مورد تهدید قرار گرفته بودند.

شب ورود امام چند مینی بوس از مردم روستا برای مراسم استقبال عازم تهران شدند.پدر و برادران محمود نیز عازم شدند. محمود علاقه زیادی برای همراهی آنها داشت ولی پدر به وی گفت تو بمان که اگر ما برنگشتیم سرپرست خانواده باشی .

پس از پیروزی انقلاب با کوشش و جدیت بیشتر به تحصیل ادامه داد .پس از اخذ دیپلم برای خدمت مقدس سربازی ثبت نام کرد و بعد از دوره آموزشی داوطلب اعزام به جبهه شد. یازده ماه در جبهه سرپل ذهاب خدمت کرد .همان زمان برای ورود به دانشکده افسری ثبت نام کرد و با موفقیت در آزمون وارد دانشکده شد.در زمان تحصیل نیز چند بار داوطلبانه عازم جبهه شد .

پس از موفقیت در مراحل تحصیل در دانشکده و از آن جایی که هرگاه موفقیتی در زندگی کسب می کرد به احترام مادر برای وی هدیه ای می خرید، هدیه ای برای مادر تهیه کرد و با جعبه ای شیرینی تقدیم وی کرد و گفت : « به خاطر زحمات و دعاهای شماست که من حالا به این مرحله رسیده ام ».

محمود نه تنها در خانواده به خوش اخلاقی و خوش رفتاری معروف بود بلکه در بین سایر اطرافیان نیز به این دلیل مورد توجه بود .هنگام برخورد با نوجوانان و کودکان مانند آنها می شد به طوری که فکر می کردی هنوز در دنیای نوجوانی و کودکی است .

نزدیک به پایان تحصلیش بود که به فکر ازدواج افتاد و از خانواده خواست دختری شایسته و مومن به او معرفی کنند .در سال 64  در مجلسی در کمال سادگی و بی آلایشی ، با دختر عمه اش ازدواج کرد .هشتم آبان ماه 1364 در روز جشن فارغ التحصیلی اش قسم یاد کرد تا پایان عمر در این لباس مقدس رهرو راه شهیدان و خدمت گذار اسلام ناب محمدی و میهن اسلامی اش باشد .

پس از اخذ مدرک فوق لیسانس علوم نظامی ماموریت یافت تا به مدت هشت ماه برای آموزش تکاوری و چتربازی به شیراز برود .با اجاره خانه ای محقر همسرش را نیز به شیراز برد .پس از پایان دوره آموزش ،همسرش را نزد خانواده برد . در این زمان خداوند دختری به آنها عطا کرد.

محمود به عنوان فرمانده یکی از گروهان های پیاده نیروی زمینی در جبهه حضور یافت. به طور مکرر در جبهه حضور می یافت .هر وقت از جبهه می آمد برای همسر و دخترش هدیه ای می آورد گویی که از سفر زیارتی برگشته بود .در آخرین مرخص اش در روزهای پایانی سال ، همراه خانواده اش قصد زیارت امام رضا (ع) را کرد و به تهران رفت تا از آنجا با هواپیما عازم مشهد شوند ولی دو مرتبه که سوار هواپیما شده بودند به دلیل حملات هوایی سفر انجام نشده بود و با توجه به مدت زمان اندک مرخصی اش به زیارت حضرت معصومه (س) رفتند.

مروری بر زندگی شهید محمود نعمتیان جوشقانی

دوباره به جبهه رفت این بار مرخصی اش با 15 روز تاخیر همراه بود که این باعث نگرانی خانواده شده بود .نگرانی ها و شایعات در باره وضعیت وی با آمدنش در بیستم ماه مبارک رمضان آن سال پایان یافت .دلیل تاخیرش را پاتک دشمن و جابه جایی محل اسقرارشان ، بیان کرد و گفت دسترسی به وسایل ارتباطی نداشته اند.و این آخرین باری بود که در بین خانواده حضور داشت .با پایان یافتن مرخصی اش ، عازم جبهه شد .خانواده طبق معمول او را تا پای ماشین بدرقه کردند . دخترش را تا لحظه حرکت ماشین در بغل گرفته بود .هنگام حرکت دخترش را غرق بوسه کرد و به همسرش داد.

پس از انجام دو مرحله موفق از ماموریت محوله در بانه در بازگشت از مرحله سوم خمپاره دشمن به خودرو وی اثبات کرد .محمد و راننده اش به بیرون پرتاب شده بودند و نفر سوم در خودرو به شهادت رسیده بود .راننده که خود نیز زخمی بود برای کمک به طرف قرارگاه رفت . هجدهم خرداد ماه 67 بر اثر شدت جراحات محمود ، امید به زنده ماندنش نبود وهنگام انتقال به قرارگاه در آمبولانس به شهادت رسید.پس از تشییعی باشکوه در کاشان و جوشقان استرک در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد .

منبع: بنیاد شهید شهرستان کاشان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار