وصیتنامه شهید احمد طرق
شهید احمد طرق چهاردهم اسفند 1325، در شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش محمود، کشاورز بود و مادرش شمسي نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. کارگر بود. پس از ازدواج صاحب دو پسر و يك دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. بیستم ارديبهشت 1361، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای دارالسلام کاشان واقع است.

نوید شاهد اصفهان منتشر میکند:  وصیتنامه شهید احمد طرق

بسم الله الرحمن الرحیم

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ

مپندارید آنهائیکه شهید شده اند مرده اند بلکه آنها زنده هستند و در نزد خدایشان روزی می خورند .

 شهادت تزریق خون به پیکر انقلاب است .با درود فراوان به پیشگاه امام امت و رزمندگان جبهه های حق علیه باطل ،خدا را شکر می کنم که در عصری زندگی می کنم که چنین انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی صورت گرفت و الان پس از چهار سال که از انقلاب می گذرد توفیق پیدا کردم که قدمی برای اسلام در جبهه های حق علیه باطل بردارم واین را بدانید جامعه ای که بخواهد حکومت الله در جامعه حکم فرما باشد امکان ندرد مگر با یک شرط  وآن شرط این است که باید شهید بدهد و باید خون بدهد و باید هجرت بکند خوشبختانه در مکتب ما هجرت است و مکتب مبارزه است بر علیه مستکبران. وحالا که با میل و اشتیاق به مرز کشور اعزام می شوم می توانم بگویم که تا به حال اینطور خوشحال نبودم و حتی برای رفتن به مرز کشورودفاع از اسلام متوسل به امام زمان (عج) شدم که الحمدالله مرادم داده شد و اگر در این جهاد توفیق یافتم و لیاقت پیدا کردم و شهید شدم یک وصیت دارم به خانواده ام برادرانم و خواهرانم و فرزندانم و همسرم ، مخصوصا" پدر و مادرم این وصیت این است که با این حدیث که پیامبر فرمود با هوای نفستان مبارزه کنید تا مالک شوید به نفستان و در جای دیگر مبارزه با نفس را جها اکبر تلقی کرده است .

و اما وصیت به مادرم :در فراق من ناراحت نباش و مبادا گریه کنی چون فرزند در راه خدا دادن گریه ندارد بلکه باید افتخارهم بکنی من از خدا می خواهم به شما و همه فرزندان اسلام که در این راه قدم بر می دارند به شما مادران صبر بدهد چون ما مال خدا بودیم و به طرف اوبرگشتیم

و اما پدرم :که نتوانستم به وظیفه خود عمل کنم ،امیدوارم ان شاءالله هر دوتان بنده را ببخشید .صبر را پیشه کنید به خودتان افتخار کنید که توانستید فرزندی را تربیت بکنید که توانست در راه الله شهید بشود .

و اما خواهرانم :شما باید صبر را از زینب کبری یاد بگیرید .

ای برادرانم می دانم که شما تا اندازه ای به شهید شدن در راه خدا آگاهید امیدوارم ان شاءالله در فراق بنده ناراحت نباشید .

و اما ای همسرم :اگر از من رنجیده باشید امیدوارم ان شاءالله مرا ببخشید و همسرم بدان فرزندانم در نزد شما امانتی است الهی ،باید از آنها مواظبت کنی و آنها را اسلامی بار آوری ،البته می دانم که شما احتیاج به گفتن بنده ندارید و اما دخترم لیلا کودک یکساله که چه قدر تو را دوست داشتم از خداوند متعال می خواهم یک فردی بشوی کاملا" اسلامی و پاسدار اسلام و انقلاب .

و اما ای سعید و وحیدم شما هم به حرف مادرتان گوش فرا دهید که خداوند نگهدار همه فرزندان اسلام است .

در پایان چند سخن با دوستانم :

شما را به خدا بیایید و از امام خمینی پیروی کنید در عمل، به خدا رستگار خواهید شد و همیشه دعا کنید تا موفق باشید همانطور که خدا فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم و برای دوستی که با هم داشتیم برای من دعا کنید .

منبع: بنیاد شهید شهرستان کاشان

 

 

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار