خاطرات پدر شهید
شهید غلامرضا رعیت یزدلی، يكم بهمن 1336، در شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. پدرش نوروز، کشاورز بود و مادرش عذرا نام داشت. تا پایان دوره کارشناسی ارشد در رشته علوم پزشکی درس خواند. پزشک بود. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. دوم فروردين 1361، در جاده دزفول - شوش بر اثر اصابت گلوله شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای یزدل واقع است.

خاطرات پدر شهید غلام رضا رعیت

نوید شاهد اصفهان:  آخرین روز اعزامش قرار بود بیاید یزدل من از صحرا آمدم خانه ، مادرش گفت غلام زنگ زده است من بعد از نماز جمعه میخواهم بروم جبهه ، من ناراحت شدم خوابم نمی برد ، ساعت 12 شب بود با سردار ... آمدند منزل ما ، زنگ زدند ، درب را باز کردیم ، داخل شدند ، سردار گفت من امشب بعد از دعای کمیل دیدم غلام ، مثل همیشه نیست . به او گفتم امشب تو یک  ناراحتی داری ؟ چیزی شده غلامرضا ؟ گفت نه ! من اسرار کردم ، گفتم چرا ؟ گفت حقیقت این است که من به پدرم قول داده ام ، ولی او را ندیده ام ، به او گفتم ، این که ناراحتی ندارد ، ماشین از خودمان است می رویم منزل ما ، از بچه هایمان خدا حافظی می کنیم می رویم کاشان شما هم با پدر و مادرت خدا حافظی کن و خانواده را ببین .، از آنجا میرویم جبهه ، غلامرضا کمی با مادرش صحبت کردند به من هم گفت شما بروید استراحت کنید .

به مادرش می گوید من شهید خواهم شد ولی شما گریه نکنید . تا نزدیکی اذان صبح با مادرش حرف می زنند نزدیک اذان بلند می شود و می گوید ما رفتیم مسجد برای نماز، پیش از آن می روند منزل علی روحانی ایشان هنوز داماد ما نشده بود . وصیتهایش را آنجا می کند و میگوید مرا جلو قبر رحمت الله روحانی بخاک بسپارید . بعد از نماز صبح آمدند منزل ما . باز به مادرش سفارشات را نمودند . به من هم گفتند تمام همرزمانم شهید شده اند من هم شهید خواهم شد. اگر کاری داشتید به آقای سلمان بگوئید10 الی 15 روز به عید رفتند و عید برای من نامه نوشتند ده روز بعد ازعید هم جنازه اش را آوردند . 

منبع: بنیاد شهید شهرستان آران وبیدگل

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده