وصیت نامه شهید رجبعلی حمزه ای
شهید رجبعلی حمزه ای، رجبعلی يكم تير 1344، در شهرستان آران و بیدگل چشم به جهان گشود. پدرش عباس، و مادرش حسني نام داشت. دانش آموز چهارم متوسطه در رشته اقتصاد بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. بيست و نهم آذر 1360، در گیلانغرب بر اثر اصابت ترکش توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای هفت امامزاده زادگاهش واقع است.

دست از حمایت انقلاب اسلامی بر ندارید


نوید شاهد اصفهان منتشر میکند:  وصیت نامه  شهید رجبعلی حمزه ای بیدگلی  در استانه سالروز شهادتش


بسم الله الرحمن الرحیم

« و لئن متم اَو قُتلتم لَاءِ لی الله تحشرون » « آل عمران – آیه 157 »


کاروان خونین حسینی همواره پیش می رود و با خون جوانان سرعت و استوارمی گردد که شعارشان هم چون حسین (ع) آیة شریفة بالاست ، اینجانب بنا به وظیفه ای که احساس می کنم چند جمله به امّت مسلمان ، پدر و مادر عزیزم و دوستان و آشنایان وصیّت می نمایم .

- پدر و مادر عزیزم ! شرکت من در جبهة جنگِ اسلام علیه کفر ، دلیلی غیر از این نمی تواند داشته باشد که در موقعی که به کشور اسلامی تهاجم و تجاوز شد بر هر مسلمان واجب است که رفع تجاوز کند و من هم به وظیفة شرعیم در این راه قدم گذاشتم . انسان آفریده شده تا به کمال بی نهایت برسد . اینجانب هم قدم در این راه نهادن را شرکت در جبهة حق علیه باطل دانستم من که نتوانستم در زندگیم به خلق محروم و مستضعف خدمتی بکنم باشد که شرکتم در جنگ و شهادتم بتواند خدمتی به اسلام بنماید .

- پدر و مادر عزیزم ! اگر إن شاء الله من در جنگ به شهادت رسیدم هیچ ناراحت نشوید افتخار کنید این افتخار بزرگ نصیب من و شما شده است . به خود ببالید که فرزندی تربیت کرده اید که بتواند با خدا معامله ای بکند . چه کسی بهتر از خدا بشود که با او معامله ای انجام داد . عزیزانم بعد از شهادتم از شما تقاضا دارم برایم گریه و زاری نکنید وقتی زیادی علاقه فرزندی شما را فرا گرفت تفاضا کنید که از حسین ، برایتان بگویند و شما بر حسین بگریید زیرا ما هر چه داریم و هر چه هستیم و هرچه می گوییم از حسین است ، اگر مردم ما این طور از همه چیز برای اسلام می گذرند اگر آن پدر فرزند خود را با دست خود روانة جبهه کرد همه را حسین به ما آموخته ، حسین به پدر آموخته که باید علی اکبر را روانة میدان نمود و بر قیافة پیامبر گونه اش نظاره گر شد .

- پدر ، مادر ، برادران و خواهرانم ! مرا ببخشید و حلالم کنید . از خطاهایی که در طول زندگیم در خانواده مرتکب شدم در گذرید . پدر و مادرم ! می دانم که از شهادتم ناراحت نمی شوید بلکه همیشه با خود به این جمله فکر می کنید که خون حسینی پیام و زینب را همواره است ولیکن عزیزانم وقتی زیاد غم و اندوه شما را فرا گرفت از عالمان دین تقاضا کنید که آیة بالا را برایتان توضیح و تفسیر کنند تا آرام بخش شما گردد .

- پدرم ! چند هزار تومان پول نزد شما دارم . بعد از شهادتم هر چه مجلس ختم شد بپردازید بقیّة آن .... تومان را هر وقت مقدور بود به حساب 100 امام واریز نمایید . عزیزانم از شما جدّاً تقاضا دارم کسانی که با انقلاب اسلامی خوب نیستند راضی نیستم که در مجلس عزای من به عنوان خدمتکار یا صاحب عزا به حساب آیند.

- پدرم و مادرم ، برادران و خواهران مسلمان ! دست از حمایت انقلاب اسلامی بر ندارید که حیات واقعی ما حیات انقلاب است و این حیات تداوم ندارد دیگر این که ما دست از یاری امام بزرگمان نکشیم . دست از این مرد بزرگ ، این شیر غرّنده برنداریم بلکه تا میدان های سخت زندگی حضرت امام آیت بحق العظمی امام خمینی بر ندارید که ایشان ولایت دارند و ولایت ایشان بر ما قطعی شده .

- آخرین وصیّتم به دوستانم ! دوستان عزیز سعی کنید هرچند خود را بسازید سعی کنید خود را بسازید که نقش عمارة شما مغلوب شما گردد . سعی کنید اسلام را بشناسید و شناخت آن را از مطالعة کتاب به خصوص کتاب استاد شهید مطهّری شروع کنید . به امید پیروزی اسلام بر کفر


رجبعلی حمزه ای

امضا : 1360/8/16

منبع: بنیاد شهید شهرستان آران وبیدگل

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده