شهید رحمت اله شبانه آرانی
شهید رحمت اله شبانه آرانی، چهارم فروردين 1342، در شهرستان آران و بیدگل چشم به جهان گشود. پدرش عباسعلی، کشاورز بود و مادرش عزت نام داشت. دانش آموز دوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. نهم آذر 1360، در جاده بستان بر اثر اصابت گلوله شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای امامزاده محمد هلال بن علی (ع) زادگاهش واقع است.

نوید شاهد اصفهان: متن کامل وصیت نامه  شهید والامقام رحمت اله شبانه آرانی از شهرستان آران و بیدگل در آستانه سالروز شهادتش

بسمه تعالی

»و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون«

فکر نکنید آن‌ها که در راه خدا کشته شدند مرده‌اند بلکه آنان زنده‌اند و نزد خدای‌شان روزی می‌خورند‌.

بسم الله الرحمن الرحیم

به‌نام خداوند بخشنده مهربان

وصیت فرزند ناقابل ملت رحمت‌اله شبانه

با نام خدا و با درود بر ملت رزمنده مسلمان ایران و با درود بر امام امت خمینی بت‌شکن وصيت‌نامه خود را شروع می‌کنم که این وظیفه هر فرد مسلمان می‌باشد به‌خصوص کسانی که در جبهه‌های جنگ حق علیه باطل مشغول مبارزه هستند و هرلحظه امکان دارد که کشته شوند. باری شاید لیاقت کشته شدن در راه خدا را نداشته باشم اما شاید خدا به ما رحم کند و این آرزوی بزرگ ما که اول پیروزی و دوم کشته شدن می‌باشد برآورده شود که آن هم با خداست. اما هرچه فکر می‌کنم گذشته خود را سیاه و پر از گناه می‌بینم و هم اکنون با توبه به درگاه خداوند روی می‌آورم که او بزرگ‌ترین مهربانان و بخشایشگران است و باید لطف او شامل حال ما گناهکاران گردد و ما را از عذاب خود و آتش جهنم رهایی بخشد که آن هم با خداست.

آیا می‌دانید با چه آرزویی از خانه بیرون آمدم؟ بله که قید و بند زندگی را از خود آزاد کنم و به‌سوی جایی که بیشتر می‌توانستم سودمند باشم روی آورم که آن جبهه جنگ حق علیه باطل می‌باشد. که آن هم وظیفه من بود و من کاری نکرده‌ام و نتوانستم حتی گوشه‌ای از دینی که به ملت داشته‌ام ادا کنم. وقتی که من نگاه می‌کنم به وضع خودم تمام خودم را از ملت می‌بینم و لباس من غذای من حتی پاکت‌نامه‌ای که می‌خواهم برای خانواده‌ام نامه بنویسم از آن ملت و اهدایی ملت است و روی آن نوشته شده «تقدیم به رزمندگان جبهه» و من از خودم خجالت می‌کشم که کاری برای این ملت نکرده‌ام و دلم می‌خواست که یک جآن‌که سهل است صدها جان می‌داشتم و در راه پایداری دین اسلام و سرافرازی ملت رزمنده مسلمان ایران فدا می‌کردم.

اما چه می‌توان کرد که خدا این‌طور خواست. جوانان عزیز اما چند کلمه با شما حرف دارم که آن‌چه می‌گویم برای من اتفاق افتاده.

جوانان عزیز دست از گناه بردارید و دور گناه نروید و اگر تا به‌حال هم‌چون من گناهکار بوده‌اید با توبه به درگاه خداوند بروید که در رحمت‌ خدا همیشه باز است و خدا توبه‌کاران را می‌بخشد. جوانان عزیز گاهی اوقات با خود خلوت کنید و چند سؤال از خود بنمایید که من برای چه به وجود آمده ام؟ در کجا هستم؟ به کجا می‌خواهم بروم؟ گذشته را چگونه گذرانده‌ام؟ حال چگونه زندگی می‌گذرانم؟ و آینده چه می‌خواهم بکنم؟ و این چند سؤال را به عنوان دادگاه درونی از خود بنمایید و خود را در دادگاه وجدان محاکمه کنید و جواب سؤال‌ها را بدهید در آخر سر نتیجه‌گیری کنید که آیا از این دادگاه سرافراز بیرون می‌آیید یا که نه سرافکنده. خب حتی اگر سرافکنده بیرون آمدید هم‌چون خود من در رحمت پروردگار باز است با توبه به‌سوی او برویم و از او طلب مغفرت کنیم که به خدا قسم گناهان‌مان سنگین می‌باشد.

و اما جوانان عزیز چند پیام برای شما ! که برادران دست از روحانیت عزیز برندارید که به خدا قسم پایه انقلاب ما این روحانیت است. جوانان عزیز دست از امام برندارید که به خدا قسم گوهر گرانبهایی در دست‌مان است سعی کنیم که آن گوهر گرانبها از دست‌مان بیرون نرود که به خدا قسم پشیمان خواهیم بود

و اما چند وصیت به پدر و مادر عزیزم که پدرم عزیزم من تو را خیلی زجر دادم برای تو کار نکردم. ولی پدرجان دنیا محل آزمایش و خطا است و من اکنون به خطاهای خود پی برده‌ام. و از آن پشیمانم و از تو می‌خواهم که مرا ببخشی و حلال کنی.

اما مادر عزیزم تو آن قدر حق بر گردن من داری که هرگز نتوانستم و نخواهم توانست گوشه‌ای از حق تو را بدهم. ولی مادر اکنون دیگر از تو می‌خواهم مرا ببخشی و از زجرهایی که برای من و حتی برای بزرگ کردن من کشیده‌ای دیگر کاری از دست من ساخته نیست و از تو می‌خواهم که مرا حلال کنی.

اما مادرم از تو به عنوان یک وصیت می‌خواهم هرگز اگر من در این راه کشته شدم قطره اشکی از روی ناراحتی نریزی که من ناراضی خواهم بود و وصیتی دیگر که من با هر لباسی هر طوری که کشته شده باشم همان‌طور مرا به خاک بسپارید در کنار سایر برادران شهیدم.

درود بر ملت رزمنده مسلمان ایران سلام بر امام امت خمینی بت‌شکن

درود بر شهیدان پیروز باد پرچم گلرنگ الله اکبر

منبع: بنیاد شهید شهرستان آران وبیدگل

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده