شهید نوراله مهدیه آرانی از شهرستان آران و بیدگل
شهید نورالله مهدیه آرانی، يكم فروردين 1341، در شهرستان آران و بیدگل چشم به جهان گشود. پدرش محمد، و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور يافت. سي‌ام آبان 1361، در عین خوش دهلران بر اثر اصابت ترکش توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای امامزاده محمد هلال بن علی (ع) زادگاهش واقع است.

نوید شاهد اصفهان منتشر میکند:متن کامل وصیت نامه شهید والامقام نوراله مهدیه آرانی از شهرستان آران و بیدگل

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

«گمان مبرید کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند مرده‌اند، بلکه زنده هستند و نزد خدا روزی می‌خورند».

در دریای خون شنا کنید تا به ساحل حقیقت برسید. 

(حضرت علی(ع))

با درود و سلام به پیشگاه دوازدهمین منجی عالم بشریت امام زمان(عج) با درود و سلام ؟؟ نایب برحقش امام‌خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی و با درود و سلام بر ارواح پاک و طیبة کلیه شهیدان صدر اسلام و با درود و سلام بر کلیه مجروحین و معلولین انقلاب اسلامی وصیت‌نامه خود را به نام خدا و به یاد خدا آغاز می‌کنم:

چون هر کس وظیفه دارد که در لحظات آخر مرگش وصیت‌هایی را به هموطنان خود کرده باشد. من نیز به نوبة‌خودم لازم دانستم که چند وصیتی کرده باشم هدف و انگیزه رفتن من به جبهه جنگ حق علیه باطل این بود که در راه خدا جهاد و کوشش کرده باشم و تا اگر در این راه دینی بر عهده‌ام بوده باشد به این انقلاب ادا کرده باشم.

من از مدت‌ها قبل آرزو داشتم که اگر بتوانم هرچه زودتر روانه جبهه شوم اما توفیقی به دست نیاورده بودم. تا این‌که دیدم اسلام در خطر می‌باشد و امام نیز، رفتن به جبهه را برای همه بچه‌ها واجب کفایی دانست، دیدم که دیگر ماندن من در آران سودی ندارد و برای همین بود که تصمیم قطعی خود را گرفتم و روانه جبهة جنگ حق علیه باطل شدم.

وصیتم به پدر و مادرم: مادرم می‌دانم که در خانه شما را خیلی اذیت می‌کردم و از دست من واقعاً خیلی ناراحت هم می‌شدید، امیدوارم که از این به بعد من را ببخشید و آن شیری را نیز که به من دادی حلالم کنی و خیلی از تو متشکرم که به من اجازه دادی تا بتوانم در این جنگ حق علیه باطل شرکت کنم و تو نیز ای پدر گرامی که با زحمت‌ها و تلاش‌های روزانه‌ات نیازهای خانواده را فراهم می‌کردی، اگر تو را نیز اذیت و ناراحت کرده‌ام امیدوارم که به بزرگی و آن حق پدری که بر من داری من را ببخشی و حلالم کنی.

وصیتم به برادران و خواهرانم: امیدوارم که به بزرگی خودت من را ببخشی و حلالم کنی زیرا بیشتر از همه برادرانت من بیشتر به تو ظلم کرده‌ام و امید است که من را حلال کنی. شما نیز ای برادران راه مستقیم که راه اسلام و الله است ادامه دهید و دست از امام خمینی بر ندارید.

وصیتم به خواهرانم: شما نیز با حجاب اسلامی و پوشش اسلامی در راه الله قدم بردارید و اگر به شما ظلم کردم من را ببخشید و حلالم کنید.

وصیتم به دوستان: ای دوستان با شرکت کردن در جبهه اسلام را یاری دهید و این مردمان مستضعف را از زیر بار این مستکبران نجات دهید. اگر از من ناراحت و نگران و شما را اذیت کردم من را به بزرگی و مهربانی خودتان ببخشید و حلالم کنید تا دیگر در آن دنیا نگرانی نداشته باشم.

در پایان از کلیه برادران و دوستان من را ببخشید و حلالم کنند.

والسلام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

نوراله مهدیة‌ آرانی

مورخ 22/ 08/ 1361 

منبع:بنیاد شهید شهرستان آران وبیدگل

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده