متن وصیتنامه شهید اکبر میرزایی
شهید اکبر میرزایی کاشانی ، هشتم بهمن ماه 1321 در کاشان به دنیا آمد . پدرش کشاورز و مادرش خانه دار بود.اکبر که هم در جهاد و هم در جبهه به دائی اکبر معروف شده بود دوباره به جبهه رفت و در عملیات محرم شرکت کرد.تا اینکه در14 آبان ماه 1361 در موسیان به شهادت رسید. در گلزار شهدای دارالسلام کاشان به خاک سپرده شد.

متن وصیتنامه شهید اکبر میرزایی:

بسم الله الرحمن الرحیم

« ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء ولکن لاتشعرون»

مگو آنان که در راه خدا کشته شده مرده اند بلکه زندگانند ولکن شما نمی دانید.

خوشا آنان که در راه خدا درخون خود غلطیدند، خوشا آنانکه درزیر رگبار مسلسل ها وگلوله تانک ها وتوپ ها اورا(خدا) شناختندودر راه اوجان دادند ورفتند.

بعدازحمد وسپاس خدای یکتا و درود بررسولان او وائمه اطهار وسلام به امام امت خمینی بزرگ چندمطلبی را برای تو می نویسم بدان که قیامت حق است وهمه رسولان وامامان ازاین روز مارا باخبر کرده اند وقرآن نیزگفته است هرچند من معنی آیات قرآن را بلد نیستم ومعنی آیه بالا را برادری کمک من کرده است ولی می دانم که درقرآن زیاد آیه برای قیامت است.

لذا ما همه می میریم وباردیگر زنده می شویم.


مرگ در انتظار است چه بهتر در راه او(خدا) انسان جان بدهد و مدال افتخار در روزقیامت برسینه اش باشد مدال ازجان گذشتن در راه خدا و درصف شهدا باشد. این جنگ برای ما یک نعمت است چرا؟ برای اینکه انسان رابه خدا نزدیک می کند اورا می شناسد.


درجنگ شرکت کردن وخدمت در راه خدا برای اسلام نصیب همه کس نمی شود لذا این زمان که من هستم برای من یک سعادتی است، دراینجا من آب می دهم وبه من سقا می گویند من افتخار می کنم که سقای سربازان امام زمان علیه السلام باشم وآب بدهم وآرزویم این است مثل ابوالفضل که در راه خدا برای آب آوردن برای بچه های امام حسین علیه السلام پاره پاره ودست هایش قطع شد من هم دراین راه مثل او پاره پاره ودست هایم قطع شود وبه شهادت برسم.

برادران به جبهه ها بیایید وازخدا بخواهید که شماها را به جبهه بیاورد.

انسان دراینجا درست می شود پاک می شود بیایید وبا دشمن خدا واسلام جنگ کنید وآنها را از این مملکت اسلامی بیرون کنید و مردم عراق را ازظلم نجات دهید به کمک خدا وبه خواست او جنگ با عراق جنگ با تمام ابرقدرت هاست به خصوص آمریکای جنایتکار بجنگید وآنها را نابود کنید. به خواست خدا وبه کمک او.

حسین جان اگرشهید شدم بالای سردر خانه ام پرچم قرمز بزن چرا پرچم قرمز؟ چون سقای طفلان امام حسین علیه السلام درصحرای کربلا پرچم قرمز داشت به یاد آن پرچمدار وسقا، بالای سردرخانه سقای کربلای ایران این پرچم را بزن وبالای قبرم نیز این پرچم با آرم جمهوری اسلامی وبا جمله نصرمن الله وفتح قریب وبا عبارت سقای طفلان حسین ابوالفضل نوشته و زیرآن می نویسی به یاد سقای کربلای ایران دایی اکبر وبا آرم جهادسازندگی روی پرچم می زنی.

ازقول من برادران جهاد را سلام برسان وبه آنان بگو که قدر خودتان را بدانید که در راه خدا کار می کنید.

آرزویم این است مثل ابوالفضل  دراین راه مثل او پاره پاره ودست هایم قطع شود

روز به روز به فعالیت خودتان اضافه کنید وبگو که ازمن راضی باشند اگرکوتاهی کرده ام مرا ببخشند وبه کلیه برادران دینی بگوکه امام را فراموش نکنید واو را دعا کنید وبه همسر عزیزم بگوکه بچه های مرا خوب تربیت کند وخودش نیز راه مرا ادامه بدهد. باز به تو می گویم که به همسرم بگو بچه های مرا مواظبت کند تا اینکه درآینده خدمتگذار اسلام عزیز باشند.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. از عمرما بکاه وبه عمر او بیفزا. والسلام

اکبر میرزایی کاشانی معروف به دایی اکبر تیپ المهدی 15/اردیبهشت/61

 

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده