از سردارارن شهید شهرستان نجف آباد
شهید عباسعلی حاج امینی، پانزدهم فروردين 1333، در شهرستان نجف آباد چشم به جهان گشود. پدرش حسینعلی، و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره کارشناسی در رشته علوم و فنون نظامی درس خواند. معلم بود. سال1359 ازدواج کرد و صاحب يك پسر شد. به عنوان جهادگر در جبهه حضور يافت. يكم آبان 1362، با سمت فرمانده محور لشگر 8 نجف اشرف در پنجوین عراق بر اثر اصابت ترکش به سینه شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. برادرانش منصور و ناصر نيز شهيدشده است.


مهمترین چیزی که روح را صفا می بخشد

وصیت نامه شهید عباسعلی حاج امینی

بسم الله الرحمن ا لرحیم

یا ایها الذین آمنوا خذوا حذرکم فانفروا ثبات اوانفروا جمیاً

بادی که شفق به خون نشیند                     تا آنکه سپیده پر بگیرد

در حالیکه روز دارد به آخر می رسد  وبا تاریکی هوان نبرد اسلام وکفر آغاز می شود  خواستم چند کلمه ای بنویسم تا شاید قدری از التهابات  درونی ام را برروی کاغذ بیاورم وشاید ذره ای از آتشی  که درونم را می سوزاند   به بیرون انتقال دهم شاید  بتوان گفت  مهمترین چیزی که روح را صفا می بخشد  وانسانها را از آلایشها پاک  می کند جهاد است  وجهاد فی سبیل ا له ودست وپنجه نرم کردن با سختی ها انسان را به خدا نزدیکتر می کند  وجبهه  جایی است  که انسان بتواند  در آن خدا را ببیند وخدا را مشاهده کند در هر قدم  جبهه بدون اینکه احتیاج به فلسفه ؟؟ باشد وخدا برای انسان  اثبات می شود  وانسان خدا را می یابد  ودر جبهه است  که انسان عشق را می شناسد وبه معنای واقعی عاشق می شود  وعشقی بهتر از عشق به حق وجود ندارد  من یک سخنی با برادران  آن اینکه  فقط بیاندیشند  وبفهمند چون اندیشه است است که انسان را تجلی می دهد واندیشه است که ارزش هر چیزی را برای انسان معلوم می کند وبرادران من مواظب باشید ارزشهای کاذب شما را ؟ نزند  ومواظب باشید  ضد ارزشها را برای خودتان ارزش قرار ندهید  برادران معیار انسانیت پول وثروت  ومدرک نیست  این ها اسباب ؟ است که ما را از هدف اصلی  خود دور می سازد  ومعیار انسانیت  قرب به خداوند است وهر چقدر انسان خود را به خدا نزدیکتر  کند با ارزشتر است  وبیشتر طعم زندگی  را می چشد  وهرچه خود را از خدا دور کند  زهرهای  زندگی بیشتر  ذائقه اش را می آزارد  وشاید بتوانم که بگویم علی ع بیشترین لذت را از زندگی می برد چون فاصله ای بین خود وحقیقت  نمی دید  وچون حقیقت  را می شناخت  ارزشهای کاذب را نیز می شناخت وآنها را نفی می کرد  وپس ما هم باید که قائدمان علی باشد وضد ارزشهایی را که نفی کرده بشناسیم تا بتوانیم علی گونه باشیم  ودرضمن قرب بخداوند بزرگترین  اطاعتش کنیم  واو را یاری نمائیم  تا بر معاویه به زمان پیروز شود  وبتواند حق را در زمین استوار سازد در پایان اضافه می کنم  که آن صلاحیت را داشته باشم که امام را مرا بعنوان یک سره کوچکش واسلام  را یک پیرو  کوچکش که چیزی چیز خون خود+ برای هدیه ندارد قبول کند.

والسلام من اتبع الهدی.

61/11/16

شهید 

 

شهید

 وصیت نامه دوم 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها النبی حرص المومنین علی القتال ان یکن منکم عشرون صابرون یغبلوا ؟ 

در حالی اقدام به نوشتن این مکتوب مینمایم که شاید چند ساعتی بیشتر از عمر باقی نمانده باشد و این نوشته را به عزیزترین عزیزانم یعنی خانواده ام بخصوص همسر عزیزتز از جانم تقدیم میکنم پدرم و مادرم و خانواده ام بدانید که نسل کنونی با نسل فدائی است و این نسل باید فدا شود تا اسلام پیروز گردد و این سعادتی است که خداوند نصیب ما کرده که ما را در این زمان خلق کرده تا در راه خدا و در راه دین خدا مبارزه کنیم شما نیز نباید ناراحت باشید بلکه باید خوشحال باشید که توانسته اید در این امر عظیم شریک باشید . یک درخواست خاضعانه از شما دارم و آن اینکه هر چه او را ندیده ام و شاید موفق هم بشوم که ببینم روا دارید خانواده عزیزم مرا حلال کنید اگر نتوانستم آنگونه که باید به شما خدمت کنم و مرا دعا کنید چون من در دنیا گناه فراوان کرده ام و محتاج به دعای شما و سایرین می باشم تا شاید خدا از تقصیرات من درگذرد.

همسر عزیزم در حالیکه مشغول نوشتن آخرین یادگارم هستم اشکم از فراق تو بر روی کاغذ میچکد و قدرت کنترل آنرا ندارم اما چه کنم که خداوند انسانها را با سختیها و فراقها میازماید و انسان را برای ناکامیها آفریده است بهر حال همسر گرامی ام ؟ که در عین اینکه تو برای من مثل یک فرشته بودی یک فرشته پاک ولی من نتوانستم برای تو همسر خوبی باشم و در حق تو ظلم فراوان روا داشتم . همسرم اگر مرا نبخشی مطمئن هستم که نمیتوانم در آن دنیا آسوده باشم پس از تو عاجزانه میخواهم که ناراحتیهایی را که بر تو هموار کردم بر من ببخشی و باعث آزار من در سرای باقی نشوی .

همسرم دلم در هوای تو پر میکشد ولی چه سود که بین من و تو صدها کیلومتر فاصله است همسرم حاصل زندگی ؟ که بدنیا آمد او را بعنوان یادگار من نگهدارد و اگر پسر بود اسم او را امید و اگر دختر بوده اسم او را آرزو بگذار چون او امید و آرزوی من بود.

همسرم از تو خواهشمندم که برای من گریه مکن و اجاره هم نده که دیگران گریه کنند و نیز مطمئن باشید که گریه شما مرا در آن دنیا ناراحت میکند .

همسرم از تو خواهش میکنم که پس از من زود تشکیل خانواده بده و سعی کن که از زندگی خودت لذت ببری در اینجا به نوشتن این وصیت نامه که پاره های قلبم است که بر صفحه کاغذ میاورم پایان میدهم و یا به هم سفارش میکنم که اگر علاقه ای بمن داشته اید نسبت به همسرم روا دارید که من او را از خواهرم بیشتر دوست میدارم .

و خیلی مدیون او هستم و سفارش دیگرم این است که خدا را فراموش نکنید که گشاینده هر گره خدا است و اسباب عروج انسانی قرب خداوند است .

در ضمن از لحاظ مالی بدهی شخصی ندارم مگر پولی که به بانک بدهکار هستم و پانصد تومان هم به سید حسن قریشی باعث رنگ کردن خانه بدهکار هستم مبلغ ده هزار تومان جهت رد مظالم برای من بدهید برای من مدت دو سال نماز و دو ماه روزه بدهید بیاورند حق همسرم و فرزندم را نیز بطور کامل ادا نمائید و مواظب باشید به آنها ظلم نشود.

                        "والسلام"   

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده