زندگینامه و وصیتنامه شهید فاضل فرهادی از لنجان
شهید فاضل فرهادی، هفتم بهمن 1341، درروستاي نقنه از توابع شهرستان بروجن چشم به جهان گشود. پدرش شیرخان، کارگر بود و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. پس از ازدواج صاحب يك پسر شد. به عنوان گروهان یکم ارتش در جبهه حضور يافت. شانزدهم شهريور 1362، در سومار بر اثر اصابت گلوله توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

گروهبان دوم شهید فاضل فرهادی فرزند شیر خان در تاریخ هفتم بهمن ماه ۱۳۴۱ در یکی از خانواده های عشایری زیر چادر به دنیا آمد تحصیلات ابتدایی را در دبستان های سیار عشایری به پایان رساند دو سال از دوره راهنمایی را در مدرسه راهنمایی شهاب بروجن گذراند و پس از آن در آموزشگاه نوجوانان تهران ثبت نام و یک سال در آن آموزشگاه دوره دید تا اینکه به سن سربازی رسید به خدمت نظام رفت و در خرداد ماه ۵۷ که امام دستور فرمودند پادگانها را تخلیه کنید شهید فرهادی از پادگان فرار و به مدت ۷ ماه فعالیت های انقلابی زیادی انجام داد پس از آن به پادگان لویزان تهران بازگشت و خدمت خود را به پایان رساند

در دوره آموزش گروهبانی شرکت و با درجه گروهبان دومی به استخدام ارتش درآمد و به تیپ هوابرد شیراز منتقل شد و دوره چتربازی را در آن پادگاه به پایان رساند با شروع جنگ تحمیلی در تاریخ بیست و چهارم آذر ماه سال ۱۳۵۹ روانه جبهه شد در اولین حمله شرکت و از ناحیه کتف مجروح شد و پس از بهبودی نسبی به جبهه بازگشت و در چندین عملیات منجمله فتح سوسنگرد و بستان از ناحیه پا مجروح و مدت هشت ماه دیگر در جبهه ها بود و در فتح خرمشهر از ناحیه ران به سختی مجروح و در یکی از بیمارستان‌های تهران بستری و پس از دو ماه معالجه مجدداً به جبهه رفت ولی چون ترکش های موجود در بدنش او را اذیت می کرد مدت سه ماه در اهواز در گردان قدس خدمت کرد پس از آن از طرف تیپ مربوطه از او خواستند که به واحد خود برگردد

در نامه ای به مادرش نوشته اگر من شهید شدم بدان مجال خواب خوش به دشمن ندادم و تا آخرین تپش قلبم برای به دست گرفتن پرچم اسلام و در راه امام حسین علیه السلام با دشمنان اسلام جنگیدم

تا اینکه در جبهه سومار کردستان به دست خون آشام صدامی در تاریخ ۱۶/۶/۱۳۶۲ به درجه رفیع شهادت نائل آمد


وصیت نامه شهید فاضل فرهادی

به نام خدا

مادر جان از جبهه کردستان سلام عرض می کنم به شما و به تو می گویم افتخار کن به خودت که فرزندی چون من در دامن خود پروراندی و روانه جبهه اسلام علیه کفر ساخته ای مادر مهربان چند کلمه ای وصیت با تو دارم و از تو می خواهم که به وصیت من عمل کنی مادر مهربان قسمت می دهم به فاطمه الزهرا اگر من شهید شدم برای من گریه نکن سیاه نپوش چون دشمن اسلام و مسلمین خوشحال می شود و اگر خواستی گریه کنی تکه برفی را بر روی مزار من بگذار تا به جای تو به حال من آب شود اگر من شهید شدم از همسرم زهرا همانند دختر خود از او مواظبت و نگهداری کن و نگذار غم بر چهره او سایه افکند چون او برای من خیلی مهربان و باوفاست و بدان اگر من شهید شدم در راه امام حسین کشته شده ام و بدان اگر من شهید شدم به خاطر بر دست گرفتن گوشه ای از پرچم اسلام شهید شده ام بدان اگر من شهید شدم مجال خواب خوش به دشمن نداده ام بدان که تا اخرین لحظه تپش قلبم با دشمنان اسلام جنگیده ام و در انتظار تو در بهشت هستم خداحافظ فاضل فرهادی



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده