زندگی نامه و وصیت نامه شهید مرتضی شفایی از نجف آباد
شهید مرتضی شفایی نجف آبادی، پنجم اسفند 1335، در شهرستان نجف آباد چشم به جهان گشود. پدرش جعفر، خراط بود و مادرش خديجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته عمران درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. پانزدهم شهريور 1360، با سمت مسئول نیروهای اعزامی در سرپل ذهاب بر اثر اصابت ترکش به سر توسط نیروهای عراقی شهيد شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

زندگینامه شهید مرتضی شفایی

نوید شاهد اصفهان؛ شهید مرتضی شفایی در تاریخ پنج اسفند 1335 در شهرستان نجف آباد دیده به جهان گشود. پدرش جعفر، خراط بود و مادرش خديجه نام داشت. بچه ای آرام و درسخوانی بود تا پایان دوره متوسطه در رشته عمران درس خواند و دیپلم گرفت.
هیچ زمانی گله و شکایتی بر زبان نیاورد، از اینکه برایش سخت بود که با پای پیاده به مدرسه برود. صبحها تا ساعت 9 در مغازه پدرش به او کمک می کرد و بعد با پای پیاده راهی هنرستان می شد.
در مسجد محل تشکیل کلاس داده بود و بچه های محل را گرد هم جمع کرده بود و به آنها قرآن آموزش می داد.همچنین اعلامیه های حضرت امام را تکثیر و پخش و توزیع می نمود.
به جمع آمری تمبر خیلی علاقه داشت. اکنون آلبومهای زیبایی از تمبر،اسکناس و سکه از او به یادگار مانده است.
مشوق خوبی برای خواهرش در امر درس خواندن بود هر کتابی که نیاز داشت برایش می خرید و تمام شرایط را به خوبی فراهم  می کرد تا خواهرش در آرامش درس بخواند.
بعد از اتمام سربازی به سپاهیان سبزپوش پیوست. زمان جنگ قصد جبهه کرد اما هم از طرف سپاه موافق نبودند و به او می گفتند که اینجا به تو بیشتر نیاز است و هم از طرف خانواده ، به خاطر اینکه دو برادر دیگرش نیز در کردستان بودند. اما او از اصرار خسته نشد و بالاخره به میدان نبرد رفت.
آخرین مرتبه زمان خداحافظی صورت مادرش را بوسید و پاکتی را در دستش گذاشت و گفت: این پاکت را باز نکنید و برایم نگه دارید تا روزی که موعدش برسد و سرانجام لحظه ی موعود فرا رسید و در پانزدهم شهریور 1360 در منطقه سرپل ذهاب در حالیکه با کفار بعثی درگیر شده بود در اثر اصابت ترکش به صورت و بدن به لقاء الله پیوست و شربت شیرین شهادت را نوشید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.


وصیت نامه شهید مرتضی شفایی

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الحیاه عقیده الجهاد

زندگی عقیده و جهاد در راه آن است

وقتی دارم این وصیت نامه را می نویسم بیش از حد خوشحال هستم خوشحال از اینکه عازم جبهه جنگ با کفار هستم و می دانم که اولین قدم را در زندگی خودم پس از 25 سال دارم بر می دارم.

زندگی من الان شروع می شود از وقتی که آگاهانه درراهی قدم برمی دارم که انتهای آن الله است در حال حاضر که عازم به جبهه هستم فقط دو فکر در سر خود می پرورانم:

1- جهاد در راه خدا و پیروزی اسلام بر کفر

2- شهادت در راه خدا

و هر کدام از این دو مورد که نصیب من شد من خوشبختی خود را در آن می بینم چون می دانم که

1- ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتجه الخاصه اولیائه

همانا جهاد دری است از درهای بهشت که خداوند برای دوستان خاص خویش گشوده است.

2- ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

کشته شدگان در راه خدا را مرده نپندارید که آنان زنده اند و در نزد خدا روزی می برند.

در اینجا سخنی با همه برادران عزیز دارم، ای برادران ای جوانان اسلام به کمک احتیاج دارد درخت اسلام خون می خواهد و اگر به حد کافی خون به درخت نرسد این درخت (درخت اسلام) خشک می شود و در راه پیروزی اسلام این خونها بالاخره باید ریخته شود و اگر امروز ریخته نشود فردا خواهد ریخت. پس چه بهتر که همین امروز با خون خود درخت اسلام را آبیاری کرده و اسلام را به پیروزی حتمی برسانیم.

از شما جوانان عزیز و سربازان اسلام می خواهم که به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان خمینی بت شکن این امید مستضعفان جهان و این نائب بر حق حضرت مهدی گوش فرا داده و به کمک اسلام بشتابید.

مادران ای تربیت دهندگان سربازان اسلام بدانید که اجر شما هم در نزد پروردگار بیش از همه است چون شما سرباز برای اسلام تربیت می کنید و شهید می پرورانید.

مادر مبادا بر شهید شدن من زاری کنید و ای مادران بجای اینکه بر شهید شدن فرزندانتان زاری کنید سعی داشته باشید که فداکارانی دیگر، سربازانی دیگر و شهیدانی دیگر به اسلام عرضه کنید.

مادر مبادا بر شهید شدن من ناله کنید بجای ناله کردن و ناراحت بودن خوشحال باشید. خوشحال باشید از اینکه سربازی به اسلام هدیه کرده ای و خوشحالی تو مادر خوشحالی من است و شما ای برادران و خواهران نام شهید را بر من نگذارید من کوچکتر از آنم که شهید باشم شهید به آن سربازانی گفته می شود که پا به پای شهیدان امام حسین جنگیدند وشهید شدند.

خدایا ترا به گلگون کفنان صحرای کربلا اسلام را هرچه زودتر بر کفر پیروز بگردان.

خدایا امید مستضعفان جهان این دریای بیکران را تا ظهور حضرت مهدی در پناه خود مصون و محفوظ بدار.

خدایا شهدای کربلای ایران را با شهدای صحرای کربلا محشور بگردان.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده