متن کامل زندگینامه معلم شهید جعفر علی خرم آبادی از شهرستان آران و بیدگل
شهید جعفرعلی خرم آبادی پاييز سال 1341ش در خانواده‏اى مذهبى پا به عرصه‏ ى وجود گذاشت.در مرتبه‏ ى سوم حضور درجبهه شش ماه در جبهه ماند تا اين كه در تاريخ، 62/8/14 در عمليّات والفجر چهار به ديدار خدا شتافت.

خدايا بگذار در ميدان شهادت بتازم

متن کامل زندگینامه معلم شهید جعفر علی خرم آبادی از شهرستان آران و بیدگل

 

بسم اللّه الرحمن الرحیم

و من يقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما

هر كس در راه خدا جهاد و كوشش كند باشد كه پاداش عظيمي به او بدهيم

با سلام و درود فراوان به امام زمان(عج) و نايب بر حقش امام خميني و با سلام و درود بيكران بر تمامي شهدا انقلاب اسلامي و با سلام و درود به تمام رزمندگان اسلام اينك چند جمله‌اي روي كاغذ به عنوان وصيت مي‌نويسم: هر انساني كه به جبهه‌هاي جنگ مي‌رود لازم است وصيتي بنويسد و من بر اساس وظيفه شرعي و قانوني خود مي‌دانم كه چند جمله وصيتي به امت شهيدپرور ايران خصوصاً پدر و مادر عزيزم بنويسم.

در قرآن داريم انا الله و انا اليه راجعون. ما از خداييم و به سوي خدا خواهيم رفت و حال كه از خداييم بايد سعي كنيم كه رضايت خدا را حاصل نماييم.

خدايا بگذار در ميدان شهادت بتازم

پدر و مادرم: ما از آن روزي كه از آران حركت كرديم و با برادرم اسماعيل بوديم از همديگر جدا نمي‌شديم و با هم عهد بستيم كه تا آخرين لحظه قطره خون خود همديگر را ياري نماييم تا به يزيد زمان ثابت شود كه اگر در صحراي كربلا حسين(ع) و عباس بودند، در كربلاي ايران هم ما هستيم تا راه حسين(ع) و عباس(ع) را دنبال كنيم و اما پدرم من كه اين راه را انتخاب كردم هيچ‌كس به من تحميل ننمود بلكه خودم انتخاب كردم و شما بر خود بباليد كه چنين فرزنداني را پرورش داده ايد كه دنبال‌رو الله باشند.

پدر و مادرم: من هرچه فرزند شما بودم ولي از شما نبودم و تنها اين چند روزي كه در نزد شما بودم امانتي بودم از خدا كه به شما داده بود و خوشحال باشيد كه امانتش را به نحو احسن پرورش داده‌ايد و به او برگردانيديد.

پدر و مادرم از شما مي‌خواهم مرا حلال كنيد. من هم شما را پيش امام زمان(عج) شفاعت كنم.

و اما همسرم: و از اين‌كه من به جبهه آمدم ناراحت نباش و خوشحال باش كه چنين همسري داشتي كه خود را بيمه اسلام نمود و اگر ما اسلام را ياري نكنيم هيچ فرد مسلماني نمي‌تواند در اين برهه ازمان در اين‌جا بماند هرموقع خواستي گريه كني براي من گريه نكن و به ياد حسين(ع) گريه كن چون من هم دنبال‌رو حسين(ع) بودم.

و اما اي مؤمنين در دعاهاي توسل و دعاي كميل و نمازجمعه‌ها شركت كنيد تا كي ببينم كه محرومان در ستم باشند. اي ملت به پاخيزيد و حق اين محرومان را از ابرقدرت‌ها بگيريد همان كاري كه حسين كرد.

خدايا بگذار گستاخانه در ميدان شهادت بتازم. بگذار غرور و تكبر را با آب اخلاص و خلوص صدق و تواضع شست‌وشو دهم و با خون خود ننگ هزارساله تاريخ را بشويم و چنا‌ن‌كه قرآن مي‌فرمايد: «كل نفس ذائقه الموت» يعني تمام نفوس خواهند مرد ولي بهترين نوع مردن شهادت در راه خداست.

 خدايا بگذار در ميدان شهادت بتازم

شهادت، شهادت را انسان خودش انتخاب مي كند ولي مردن بر اساس انتخاب نمي‌باشد. مردني كه بر انسان تحميل مي‌شود و اين بنده حقير بر خود مي‌ناليدم و از خدا مي‌خواستم كه شهادت را نصيبم نمايد و نكند كه من در بستر مرگ بميرم و هيچ اجري نداشته باشم از خدا مي‌خواهم كه هرموقع كه آخر عمر من باشد جانم را در راه اسلام تقديم كنم تا با خون ريخته من تمام مسلمين بتوانند آسوده زندگي نمايند به خدا ما رزمندگان تا آخرين قطره خون خود عليه دشمنان داخلي و خارجي مي‌جنگيم و از انقلاب مقدس اسلامي ايران پاسداري مي‌كنيم و تا استقرار حكومت حق و عدالت در سرتاسر عالم و تا نابودي كامل طاغوت‌ها و شياطين دست از مبارزه برنمي‌داريم و خداي بزرگ بر آن‌چه مي‌گوييم شهيد و شاهد است.

جعفرعلي خرم‌آبادي


خدايا بگذار در ميدان شهادت بتازم

خدايا بگذار در ميدان شهادت بتازم

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده