متن کامل وصیت نامه شهید والامقام جعفر علی دلاوریان از شهرستان آران و بیدگل
جعفر در اوّل شهريور 1345 در آران متولّد شد. در تاريخ 1362/11/12 داوطلبانه عازم منطقه خوزستان شد و در عمليات خيبر ( جزاير مجنون ، پاسگاه زيد و پاسگاه طلاييه ) شركت نمود كه در اين عمليّات ابتدا از ناحيه پا مجروح شد ولي بعد از درمان اوليّه ، با همان حالت مجروحيّت مجدّداً در منطقه عملياتي ، به نبرد با دشمن متجاوز پرداخت تا اين كه درتاريخ 1362/12/3 به همراه برادر شهيدش مانده علي در نبرد سنگين جزاير مجنون شركت نمود كه بعد از چندين نبرد ، جنازه مطهرش در منطقه دشمن به زمين ماند.


متن کامل وصیت نامه شهید والامقام جعفر علی دلاوریان از شهرستان آران و بیدگل

بسم اللّه الرحمن الرحیم

« و نرید ان نمن علی الّذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و
نجعلهم الوارثین ، اللّهم نرغب الیک فی دولته الکریمه ، ... »

 

- خدایا ! ما قصدمان و نیّت مان این است که دولت تو و حکومت تو در زمین تشکیل و اسلام و اهلش عزیز گردند و کفّار و اهلش خوار و ذلیل نشوند .

- در این ساعات بسیار حسّاس و سرنوشت ساز خود را مسئول دانسته و احساس وظیفه نمودم لذا بر آن شدم وصیّتی نیز از خود به جای بگذارم وگرنه من با این همه گناه خود را لایق وصیّت و پیام نمی دانم این خاک مقدّس و راه بسیار روشن که صد در صد برای خدا و اسلام است که به ما لیاقت می دهد .

- خدایا ! ای آفریدگار من تو را شکر گذارم که چنین توفیق بزرگ را نصیبم کردی و مرا در زمره سربازان و رزمندگان اسلام قرار دادی و این جای بس افتخار و خوشحالی است .

- وصیّتم به پدرم : ای پدر عزیز و مهربان ! ای کسی که با آن همه زحمات
طاقت فرسا و شبانه روزیت رنج کشیدی و ما را بزرگ کردی من از این مکان مقدّس دست پینه بسته ات را بوسه افتخار می زنم و امید دارم لطف کنی و مرا ببخشی و از
  آن همه بی ادبی ها و نافرمانی هایم که همه غرور جوانی بوده در گذری و امیدوارم بحقّ فاطمه زهرا خدا هم مرا عفو نماید و من بر این مطلب بسیار تکیه دارم. برایم دعا کن که خدا از تقصیراتم در گذرد .

دیده بصیرت خود را باز کنید

وصیّتم به مادرم ؛ مادر جان ! ای  روح من ، ای که من به اندازه وجودم تو را دوست داشته و ارادت خاصّی به شما دارم . مادر عزیز و دلبند من ! خود حالا متوجّه شده ام که یک مادر چه زحماتی را در دوران من متحمّل شده است و اگر فرزند تو جعفر در این به شهادت رسید افتخار کن و نگران مباش ولی مادر جان ! حال زمان امتحان تو و پدرم فرا رسیده است . افتخار کنید و سر به سوی آسمان و از خدای منان تشکّر کنید که چنین توفیقی نصیبتان شده و فرزندتان در راه خدا و قرآن مجاهده نموده و شهادت نیز نصیبش شده است .

- مادر جان ! مرا ببخش و عفو کن که نادان و جاهل بودم و از خدا برایم بخواه مرا عفو کند .

- وصیّتم به برادران عزیزم ؛ ای برادران من ! دیده بصیرت خود را باز کنید و ببینید اسلحه ام به زمین افتاده و راهم شما را به سوی خویش می خواند . برخیزید و از هیچ چیز و هیچ کس هراس نداشته باشید چرا که انسان مسلمان نمی ترسد . راهم فقط قرآن و مکتبم اسلام است و بسی از شما عاجزانه می خواهم مرا عفو کنید و والدین مرا تای پای جان مدد و کمک کنید و هیچ موقع نشود که خدای ناکرده بد اخلاقی و یا بد رفتاری نسبت به پدر و مادر خویش روا دارید .

- وصیّتم به دو خواهر عزیز ؛ خواهر جان ! بر تو باد در دنیا با چادر مشکیت و ایمان و عقیده ات هم چنان مشت آهنین بر دهان گزافه گویان شرق و غرب بزنید و در مقابل با مشکلات و غم از دست رفتن من صبر کنید . البتّه من یک امانتی بودم که به سوی معبود و عاشقم شتافتم .

- وصیّتم به دوستان و آشنایان و مردم ؛ ای عزیزان و دوستان ! من خطابم به شماست . دنیا را رها کرده ، دنیایی که محلّ گذر و عبور گاهی بیش نیست .

- ای مردم و ای دوستان ! غافل نشوید ، وقت می گذرد و این دقایق حسّاس را ارج نهاده و مساجد و مجامع و محافل مذهبی از آن ماست . روحانیّت مبارز و متعهّد را فراموش نکنید . از امام اطاعت کنید که فقط رستگاری شما در این است .

- دوستانم ! یادتان نرود خدا را ، قرآن را و اسلام را .

- ای ملّت اسلام ، ای ایرانیان ! افتخار کنید و اتّحاد و انسجام را حفظ کنید و از امام تا پای جان اطاعت کنید و مسئله جنگ را بیش تر بها بدهید و جبهه ها را هر چقدر که قادرید پُر کنید .

- در پایان از هر کس که مرا می شناسد می خواهم که مرا عفو کند و برایم دعا
کند .

- خداوندا ! به عزّتت سوگند ، امام و رهبر بزرگوارمان را تا انقلاب مهدی حتّی کنارش برای مستضعفان جهان حفظ فرما .

خدایا ! رزمندگان نصرت عطا بفرما

زیارت کربلا نصیبمان بفرما

 

            

جعفر دلاوریان آرانی

امضا : 1362/11/29

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده