متن کامل وصیت نامه پاسدار سپاه اسلام فرمانده شهیدسیدعباس فدائی از آران وبیدگل
شهید سید عباس فدائی در نهم آذرماه 1344 در خانواده ای مذهبی ومتوسط در بیدگل دیده به جهان گشود.بالاخره عملیات ظفرمندانۀ میمک آغاز شد که برادرمان هم در آن شرکت داشته و پس از رشادت های زیاد در عصر روز جمعه مورخۀ 27/مهر/1363 در ساعت 4ونیم بعدازظهر به درجۀ رفیع شهادت نائل آمدند و بسوی معبودش خدا شتافت و در روز یکشنبه مورخ 29/مهر/1363 پیکر پاکش را به کاشان آورده و روز دوشنبه 30/مهر/1363 باحضور امت حزب اله اران وبیدگل تشییع شده و در گلزار شهدای امامزاده هادی به خاک سپرده شد.

متن کامل وصیت نامه پاسدار سپاه اسلام فرمانده  شهیدسیدعباس فدائی

بسم رب الشهداء و الصدیقین

ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون.

مپندارید که کشته شدگان  در راه خدا که مرده اند بلکه آنها زندگانند و در نزد خدا رزق و معاش دارند

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کأنهم بنیان مرصوص.

خدا آن مومنان که درصف جهاد با کافران مانند سد آهنینی همدست و پایدارند بسیار دوست دارد. قرآن کریم صف آیه 4

باسلام و درود به امام خمینی بت شکن و باسلام و درود به روان پاک شهدای اسلام از هابیل تا حسین (ع) واز حسین و تا به حال و باسلام و درود به پدر و مادر گرامی ام،وصیتنامه یا شهادتنامه خود را شروع می کنم:

ما از خدائیم و بسوی او بازگشت می کنیم،پدر و مادر مامهربانم،میدانید که ما امانت خدا درنزد شما هستیم و اگر شهید شدم برادران دیگرم را روانه جبهه کن.

پدر و مادر عزیزم:میدانید از آن روز که به دنیا آمده ام تا به حال چه زحمت هایی برایم کشیده اید و من هم می خواستم برای شما کارکنم ولی احساس کردم که اسلام در خطر است و احتیاج به کمک دارد و من وظیفه خود دانستم به فرمان فرماندۀ کل قوا به جبهه اعزام گردم و من میدانم که راضی هستید چون مرا با روزی حلال بزرگ کردید و چنین فرزند بزرگ کردید که جان ناقابلش را در راه فی سبیل الله فداکند و من میخواهم گریه برایم نکنید چون گریه کردن کار مؤمنان نیست و همیشه این جمله را بگویید،اللّهم تقبّل منّا هذاالشهید،یعنی پروردگار این شهید را از ما قبول کن.

من مطمئن هستم راضی بوده اید و هستید که من در راه رضای خدا و کمک به اسلام به درجه رفیع شهادت رسیدم و از شما می خواهم که مرا حلال کنید،بالاخص مادر مهربانم و تنها تقاضای من این است که گریه برایم نکنید و در روی قبرم شیرینی بدهید وشیرینی که باید در مجلس جشن عروسیم بگیرید آن را بعد از شهادتم گرفته و خیر کنید چون عروس من در جبهه شهادت است.

ما از خدائیم و بسوی او بازگشت می کنیم

و یک وصیت به برادرم:اما برادرم تو اسلحه خونینم را از زمین بردار تا پیروزی نهایی با پیوستن به خودم را هم را ادامه بده.

در اینجا وصیتم به بازمانگان:ای امت دلاور و مسلمان،بدانید تنها راهی که می تواند برایتان افتخار جاویدان بجای گذارید اطاعت مطلق شما از ولایت فقیه است و از تمام دوستانم می خواهم که ادامه دهندۀ راهم باشند و این را همه بدانید که من به جبهه نیامدم بخاطر غرور و تکبّر و نه بخاطر ترس از آتش ودوزخ و نه بخاطر راحت و خوب بودن بهشت و نه بخاطر شهید شدن که این همه طرز فکر شرک است،من فقط بخاطر رضای خدا آمده ام به جنگ و بس......................

           والسلام علیکم و رحمته الله          

      خداحافظ.    

سید عباس فدائی

ما از خدائیم و بسوی او بازگشت می کنیم

جهت مطالعه زندگی نامه شهید به  اینجا و وجهت دیدن تصاویر شهید به  اینجا رجوع نمایید.

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده