زندگینامۀ پاسدار رشید اسلام سید عباس فدائی بیدگلی از شهرستان آران و بیدگل
شهید سید عباس فدائی در نهم آذرماه 1344 در خانواده ای مذهبی ومتوسط در بیدگل دیده به جهان گشود.بالاخره عملیات ظفرمندانۀ میمک آغاز شد که برادرمان هم در آن شرکت داشته و پس از رشادت های زیاد در عصر روز جمعه مورخۀ 27/مهر/1363 در ساعت 4ونیم بعدازظهر به درجۀ رفیع شهادت نائل آمدند و بسوی معبودش خدا شتافت و در روز یکشنبه مورخ 29/مهر/1363 پیکر پاکش را به کاشان آورده و روز دوشنبه 30/مهر/1363 باحضور امت حزب اله اران وبیدگل تشییع شده و در گلزار شهدای امامزاده هادی به خاک سپرده شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

زندگینامۀ پاسدار رشید اسلام سید عباس فدائی بیدگلی از شهرستان آران و بیدگل :

برادر شهید سید عباس فدائی در نهم آذرماه 1344 در خانواده ای مذهبی ومتوسط در بیدگل دیده به جهان گشود.چون برادر سیدعباس در یک خانواده ای به دنیا آمد که پایبند به اصول و عقاید اسلامی بودند لذا از همان بدو تولد مسائل و اصول و عقاید اسلامی را در دامن پر مهر خانواده آموخته تا اینکه به سن 7 سالگی رسید و برای تحصیل علم و دانش به دبستان جندقیان(کاشانچی سابق)مشغول تحصیل شدند و در دوران تحصیل ابتدائی از شاگردان ممتاز بود و علاقۀ وافری در همان دوران کودکی به آموختن قرآن داشت.

شهید که دوبار شهید شد

دوره ابتدائی را با موفقیت پشت سر گذاشته و بعد از دوره ابتدائی برای ادامه تحصیل به مدرسه راهنمائی شهید خدمتی(نظام وفای سابق)راه یافت و در کنار گذراندن دورۀ راهنمائی به مطالعۀ کتاب های مذهبی هم مشغول بود.به طوری که به یادگیری احادیث ائمه اطهار علاقۀ زیادی نشان میداد و در همین سالها بودکه مبارزات مردم غیور ایران در علیه رژیم پهلوی به اوج خود رسیده بود و این شهید عزیز که در همان روز های اوایل انقلاب بیش از 13 سال نداشت در اکثر تظاهرات ها وراهپیمایی ها شرکت فعال داشت و در یکی دو مرحله هم با مأمورین انتظامی رژیم درگیری پیداکرد و فردی فعال و مبارز و همیشه در صحنه بود وبدین ترتیب دین خویش را نسبت به انقلاب اسلامی اداکرده و همچنین بر پیمان خویش با رهبر استوار ماند و در مدت سه سال دورۀ راهنمائی را با موفقیت کامل  پشت سر گذاشت و جهت ادامه تحصیل در دبیرستان برادران شهید عبادللهی ثبت نام نموده و مدت زمانی از ادامه تحصیل نگذشته بود که تصمیم گرفت برای بیشتر آشنا شدن با معارف اسلامی و اصول و عقاید مذهبی به حوزۀ علمیه بروند که در همین گیر و داد بود که جنگ تحمیلی در تاریخ 31 شهریور ماه 1359 بر علیه ایران شروع شد و این شهید عزیز نیز جنگ و جهاد در راه خدا را بر درس در حوزۀ علمیه مقدم دانست و چنین استنباط کرد که جبهۀ جنگ بیشتر نیاز به نیروی انسانی او دارد تا حضور در کلاس درس.به همین علت دورۀ دبیرستان را ناتمام گذاشت و پس از یک ماه شرکت در کلاس های آموزش نظامی برای اولین بار در تاریخ 12/اسفند/1360 به جبهه های شمال غرب کشور اعزام وبه ستیز و نبر با عناصر ضد انقلاب(کومله و دموکرات) پرداخت و حدود 2 ماه از مأ موریت برادر شهید نگذشته بود که در یک مأموریت به اطراف ارومیه با ضد انقلابیون درگیری پیدا کردند و از بالای تپه خودرو آنها را مورد اثابت گلوله قرار دادند  و خودرو آنها درّه سقوط کرد که برادر سید عباس از ناحیه سر دچار ضربۀ مغزی شده و قسمتی از اضای بدن وی زخمی گردید و به علت  ضربۀ مغزی به مدت 9 شبانه روز در بیمارستان ارومیه بیهوش بوده و در این مدت تحت درمان پزشکان متخصص بوده که بعد از به هوش آمدن سیدعباس اظهار داشتند که دیگر نمی توانی در جبهه جنگ شرکت کنی و به مدت یک سال پزشک معالج او به وی استراحت دادند که هیچ یک از این عوامل در روی عزم راسخ واستوار وی تأثیر نگذاشت و مجدداً پس از گذشت 2 ماه اندی در تاریخ 20/تیر/1361 برای دومین بار راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل به منطقۀ جنوب شدند و مدت زیادی از اعزامش به جبهه نگذشته بود که عملیات  پیروزمندانۀ رمضان با رمز یا مهدی ادرکنی در چهار مرحله  در محورهای منطقۀ غرب جادۀ اهواز-خرمشهر به وقوع پیوست که این شهید عزیز نیز همدوش و در کنار برادران مفغودالأثر سید اصغر مصطفوی و محمدنساج یگانه به نبرد با مزدوران بعثی پرداختند و بعد از پایان عملیات از جبهه بازگشته و دوباره سر ازپا نمی شناخت و عزم جبهه را کرد و برای سومین بار در تاریخ آبان ماه 1361 به جنوب کشور اعزام شد و چند روزی از حضورش در جبهه نگذشته بو که عملیات غرور آفرین محرّم با رمز یا زینب در محور عین خوش در مورّخۀ 10/آبان/1361 شروع شد که برادرمان هم در آن شرکت داشتند و پس از پایان عملیات محرّم از جبهه بازگشته و به عنوان نیروی ویژه در بسیج سپاه گل آرا مشغول خدمت شدند.

مجدداً و برای چهارمین بار در تاریخ اردیبهشت ماه 1362 به سپاه پاسداران پیشین در سیستان و بلوچستان اعزام شدند و پس از 3 ماه مأموریت در سپاه پیشین به بسیج اران وبیدگل بازگشته و مشغول انجام وظیفه شدند و مدتی نگذشته بود که در تاریخ 1/دی/1362 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کاشان در آمدند و در مورخۀ 14/فروردین/1363 جهت آموزش به پادگان حمزه سیدالشهداء شیراز اعزام شدند و به مدت 3 ماه آموزش نظامی دیده و به مدت 1 ماه نیز آموزش زرهی 28 صفر اعزام و مشغول نبرد با صدامیان کافر شدند و در این مدت چند بار به مرخصی آمدند جهت دیدار با خانواده که آخرین بار آن محرّم الحرام 1363 بود که رفتارهای او شهادتش را گواهی میداد و بالاخره عملیات ظفرمندانۀ میمک آغاز شد که برادرمان هم در آن شرکت داشته و پس از رشادت های زیاد در عصر روز جمعه مورخۀ 27/مهر/1363 در ساعت 4ونیم بعدازظهر به درجۀ رفیع شهادت نائل آمدند و بسوی معبودش خدا شتافت و در روز یکشنبه مورخ 29/مهر/1363 پیکر پاکش را به کاشان آورده و روز دوشنبه 30/مهر/1363 باحضور امت حزب اله اران وبیدگل تشییع شده و در گلزار شهدای امامزاده هادی به خاک سپرده شد.

یادش گرامی راهش پر رهرو روحش شاد و حماسه های شیرینش جاودانه باد.

سیدعباس فدائی شهد حق نوشید و رفت

او لباس پاسداری غرق خون پوشید و رفت

ز ابتدای جنگ تا اکنون به جنگ بعثیان جهت

سالها در راه  قرآن بهر حق کوشید و رفت

شهید که دوبار شهید شد

جهیت دیدن وصیتنامه شهید به   اینجا   و تصایر شهید به   اینجا رجوع نمایید.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده